ضرب المثل های کنایه دار 

چهارشنبه 21 فروردین 1398, 11:28:00


1- آب از آب تکان نخوردن :   کنايه از آرامش : بدون نگراني
2- آب از آسياب افتادن :   آرامشي برقرار شد- سرو صدا خاموش شد
3- آب از سر گذشتن:    اميد نداشتن-  به پايان آمدن امري
4- آب آمد و تيمم باطل شد :   اصل کار آمد وفرع بي مورد است
5- آب توي دلش تکان نمي خورد :   آرام وآهسته حرکت مي کند
6- آب خوش از گلو پايين نرفتن:    راحتي نداشتن
7- آب در کوزه و ماتشنه لبان مي گرديم : هدف ومقصود در نزديکي ما قرار دارد اما به دنبال آن مي گرديم.
8- آب را از سرچشمه بايد بست :جلوي ضرر وزيان را از مبدا بايد گرفت.
9- آب زير پوستش رفته است:کمي چاق شده است- وضع ماليش بهتر شده است.
10- آبشان در يک جوي نمي رود :با هم توافق ندارند - بايکديگر خوب نيستند.
11- آب غوره گرفتن: گريه کردن -گريستن
12- آب کش به کف گير مي گويد چقدر سوراخ داري: کسي که خود عيب بسيار دارد  وبه اندک عيب ديگري ايراد و خرده  مي گيرد.
13- آبم است وگاوم است نوبت آسيابم است:  به مناسبت چندين کار دريک موقع داشتن
14- آب نخوردن چشم:اميدي نداشتن
15- آب تاب دادن :به موضوعي اهميت زيادي دادن -اغراق کردن
16- آب در دست داري نخور بيا:   در آمدن فوق العاده عجله شتاب اشتن
17- آبي از او گم نمي شود:امکان انجام دادن کار از او نيست-   نبايد به او اميدي داشت
18- آبي که به زندگيش نديد حسين                         چون گشت شهيد بر مزارش دادند
توجهي  به کسي در زمان لزوم نکردن در غير زمان به آن پرداختن_مانند (نوشداروي پس از مرگ سهراب)
19- آتش چون بر افروخت بسوزد تر وخشک :در اثر حادثه گناهکار و بي گناه از بين بروند
20- آتش زير خاکستر:آرامش موقت-موذي
21- آخر کار خود را کردن:به مقصود خود رسيدن-   به هدف خود نائل آمدن
22- آخوند شدن چه آسان وانسان شدن چه مشکل:سواد پيداکردن راحت است اما انسان شدن سخت است.
23- آدم بايد لقمه را به اندازه دهانش بگيرد:بايد باتوجه به توانايي خود کاري انجام داد.
24- آدم شاخ در مي آورد:از شدت تعجب-  حرف هاي دروغ وغير قابل قبول
25- آدم گدا اين همه ادا:آدمهاي فقير بيشتر ادا دارند-  بيشتر عيب وايراد مي گيرند
26- آدم گرسنه سنگ را هم مي خورد:به کسي مي گويند که بهانه مطلوب بودن غذا را از خوردن آن امتناع مي کند.
27- آدم مفتخور خوش سليقه مي شود:کسي که چيزي را رايگان بدست مي آورد بر آن ايراد مي گيرد.
28- آدم ناشي سرنا را از سر گشاد آن مي زند: به کسي که  از انجام کاري اطلاع  ندارد وبه نادرست انجام مي دهد.
29- آدم يکبار پايش تو چاله مي افتد:از هر اتفاق وپيشامدي بايد عبرت گرفت
30- آدم يک دنده:ثابت محکم،بيشتر در جهت منفي
31- آرزو را به گور بردن:به هدف ومقصود خود نرسيدن
32- آزموده را آزمون خطاست:باکسي که قبل آشنا بودن ومعامله داشتن به حيث منفي
33- آسمان به زمين نمي آيد:اتفاق فوق العاده اي روي نخواهد داد.
34- آسمان وريسمان را سر هم بافتن:دوچيز بي تناسب را به هم ارتباط دادن-  نامربوط گفتن
35- آش پز که دوتا شد آش يا شور مي شود يا بي نمک:دو يا چند نفر در انجام کاري دخالت داشته باشند کار پيش نمي رود.
36- آش دهن سوز نبودن:مورد مطلوب نبودن
37- آش خوب باشد کاسه اش چوب باشد:اصل مهم است نه فع.
38- آش کشک خالته بخوري پاته نخوري پاته:در هر حال مجبور به انجام کار بودن.
39- آش نخورده ودهن سوخته: کار ي انجام نداده ولي گناهکار شناخته شده
40- آش و لاش کردن:صدمه وآسيب سختي دادن
41- آشي براي کسي پختن:درد سري براي کسي بوجود آوردن.
42- آفتاب لب بام است:مرگ او نزديک است
43- آفتابه لگن هفت دست وشام و ناهار هيچ:تشريفات زياد ولي اهميت کار کم
44- آفتاب هميشه زير ابر نمي ماند:حقيقت هميشه پنهان نيست-  واقيعت روزي رو خواهدکرد
45- آمد زير ابرويش را بگيرد چشمش را کور کرد:کار خوبي براي کسي خواست  انجام دهد  اما برعکس شد.
46- آن را که حساب پاک است از معامله چه باک است:کسي که نيست که پاکي داشته باشدترسي از حساب وکتاب ندارد.
47- آن قدر بايست که زير پايت سبز شود:  انتظار کشيدن بدون نتيجه
48- آن وقت که جيک جيک مستانت بود ياد زمستانت نبود:از قبل بايد فکر آينده بود
49- آويزه گوش کردن:پندي را فراگرفتن را بکار بستن
50- آه در بساط نداشتن:کاملاً بي چيز و فقير بودن
51- آهسته بيا آهسته برو گربه شاخت نزند:پنهان کردن مطلب-  بي سر وصدا انجام دادن کاري
52- اجاق پدر راروشن نگه داشتن:فرزند داشتن،که بيشتر منظور فرزند پسر داشتن است.
53- اجاقش کور است:صاحب اولاد نمي شود
54- اجل دور سرش مي چرخد:وضيعت ناگوار دارد.نزديک به مرگ است
55- احترام امام زاد ه با متولي آن است:احترام هر کس را بايد نزديکان او حفظ نمايند.
56- از آب گل آلود ماهي گرفتن:از هرج ومرج استفاده کردن
57- از اين ستون به آن ستون فرج است:در انتظار بيش آمد ناگوار هميشه بايد اميد وار بود.
58- از بيخ عرب بودن:چيزي اصلاً سرش نشدن
59- از خر شيطان پياده شدن:از لج بازي بيرون آمدن
60- از دماغ فيل افتادن:متکبر ومغرور بودن
61- از سه چيز بايد حذر کرد:ديوار شکسته- سگ درنده-  زن سليطه
62- ا ز کاه کوه ساختن:چيز کوچک وبي اهميت را بزرگ جلوه دادن
63- از کيسه خليفه بخشيدن:از مال وثروت ديگران اعطا کردن
64- از هول حليم توي ديگ افتادن:از زيادي طمع عجله به جاي سود بردن زيان ديدن
65- اسب راگم کردن وپي نعلش گشتن:اصل رااز دست دادن و به دنبال فرع آن گشتن
66- اگر در ديزي باز است حياي گربه کجا رفته است:از موقيعت نبايد سوء استفاده کرد.
67- اگر دنيا را آب ببرد فلاني را خواب ببرد:بسيار لابالي وبي فکر وانديشه است
68- اگر کاردش بزني خونش بيرون نمي آيد:از زيادي خشم غضب
69- اگر کاه از تو نيست کاهدان از تو است:به آدم پرخور گفته مي شود.
70- انگشت در سوراخ زنبور کردن:براي خود توليد زحمت ودرد سر کردن
71- ايراد بني اسرائيلي گرفتن:خرده گيري نابه جا و غير وارد
72- اين شتري است که در خانه هرکس مي خوابد:مرگ براي همه است.
73- اين کلاه براي سرش گشاد است:درخور توانايي ولياقت او نيست.
74- با پاي بروي کفش پاره مي شود وباسر بروي کلاه:در هر حال کار خرج دارد
75- با پنبه سر بريدن:بانرمي به کسي آسيب رساندن صدمه زدن.
76- باد آورده را باد مي برد:چيزي که به آساني و رايگان بدست آيد به آساني هم از دست مي رود.
77- باد غبغب انداختن :افاده کردن-  خود را گرفتن
78- باد در فقس کردن: کار بهيوده انجام دادن
79- بامجان بم آفت ندارد:خطر،متوجه زشت کاران نمي شود.
80- باسيلي صورت خود را سرخ داشتن:با وجود تنگدستي ظاهر خود را حفظ کردن
81- با کدخدا بساز ؛ده را بتاز:همراه با بزرگ محل شو و آن محله را بچاپ
82- بالاخانه اش را اجاره داده است:عقلش کم است
83- بالاي سياهي رنگي نيست:وضع از اين بدتر نمي شود.
84- با يک تير دونشانه زدن:از يک عمل دو نتيجه گرفتن
85- با يک دست دهندوانه نمي توان گرفت:از  دو کار بايد يکي را انتخاب کرد وانجام داد.
86- بچه عزيز است و ادب  عزيز تر:تقدّم عزت ادب در وجود انسان
87- بزک نمير بهار مي آيد کمبزه با خيار مي آيد:و عده سرخرمن به کسي دادن.
88- برادري به جا بز غاله يکي هفت صد دينار:معامله و داد ستد ارتباطي به دوستي ندارد.
89- براي يک بي نماز در مسجد را نمي بندند:کار را به خاطر يک شخص نابه هنجار تعطيل نمي کنند.
90- برج زهر مار بودن:بسيار عبوس وخشمگين بودن.
91- بر خر مراد خود سوار شدن:به هدف خود نائل آمدن
92- برو کشکت را بساب:برو پي کار خود
93- بز گر از سرچشمه آب مي خورد:آدم نالايق بيش تر از ديگران به خود مي بالد
94- بلد نيستم راحت جان است:به کسي گويند که براي فرار از انجام کاري بگويد بلد نيستم
95- به بوي کباب آمديم ديدم خر داغ مي کنند:دچار اشتباه بزرگي شدن
96- به تنبل گفتند برو سايه گفت سايه خودش مي آيد:از تنبلي زياد
97- به جيب زدن :استفاده مالي بردن-پولي به دست آوردن
98- به چاک زدن:فرار کردن
99- به در د لاي جرز خوردن:براي هيچ کار مناسب نبودن.
100- به دريابرود دريا خشک مي شود:در باره ي افراد بي طالع و بي اقبال گويند.
101- به رنج و سعي کسي نعمتي به چنک آورد         دگر کس آيدو بي سعي و رنج بردارد
توجه به مفت خوري افراد دارد.
102- به روباه گفتند شاهدت کيست گفت دمم:به شخصي که بيهوده افراد ديگر را گواه خود سازد.
103- يه رش کسي خنديدن:او را تحقير ومسخره کردن
104- به زخم کسي نمک پاشيدن:درد يا داغ کسي را تشديد کردن
105- به شتر گفتند چرا گردنت کج است گفت کجايم راست است:کسي که کارها ورفتار او بر خلاف معمول باشد.
106- به شترمرغ گفتند بپرگفت شترم گفتند بار ببر گفت مرغم: کسي که به بهانه هاي مختلف حاضر به انجام  دادن کار نيست.
107- به شکم خود صابون زدن:وعده وعيد به خود دادن.
108- به کچل گفتند نامت چيست گفت :زلفعلي،به مزاح تمسخر
109- به گمراه گفتند نامت چيست گفت :رهبر، به مزاح تمسخر
110- به هر سازي رقصيدن:مطابق هر ميلي رفتار کردن
111- بي بي از بي چادري پنهان است:اگر کسي کاري انجام نمي دهد بدليل نداشتن وسيله است.
112- بي گدار به آب زدن:نسنجيده وبدون مطالعه کار کردن.احتياط نکردن.
113- پا از گليم بيرو ن بردن:توجه به حد وحدود خود نکردن.
114- پايش لب گور است:نزديک مردن است.
115- پدر کسي را سوزاندن:کسي را بسيار اذيت کردن
116- پدر کشي داشتن باکسي:دشمني سختي باکسي  داشتن
117- پدر مادر دار بودن:اصل و نسب داشتن
118- پرت پلا گفتن:حرف هاي نا ربط  وخارج از موضوع زدن.
119- پرسه زدن:ولگردي کردن-  گردش بيهوده کردن.
120- پُز عالي وجيب خالي:ظاهر آراسته وجيب بدون پول
121- پس از مرگ سهراب ونوشدارو :کار از کار گذشتن
122- پستان به تنور چسباندن :پبش از اندوه دلسوزي کردن
123- پشت سر کسي نماز خواندن : به کسي زياد عقيده و اعتماد داشتن
124- پشت کسي را به خاک ماليدن : او را شکست دادن
125- پيله کردن:باسماجت و اصرار چيزي را از کسي خواستن.
126- تابستان پدر يتيمان است:در فصل تابستان بينوايان احتياج به خانه لباس ندارند.
127- تا پول داري رفيقتم عاشق بند کيفتم: زماني که سود نزد تو دارم با تو دوست هستم.
128- تا تنور گرم است بايد نان را چسباند:همين که موقعيت داري استفاده کن.
129- تابگويي((ف))مي گويم فرح زاد:متوجه و هوشيار هستم
130- تا سه نشود بازي نشود:هر چيز با سه تا کامل مي شود
131- تا گوساله گاو شو دل صاحب آب شود:زمان و مدت طولاني لازم است
132- تا نباشد ،چوب تر فرمان نبرد گاو خر:در هر چيزي بايد سخت گيري کرد
133- تا نباشد چيزکي مردم نگويند چيز ها:تا مطلب کوتاهي در پيرامون چيزي گفته مي نشود مردم چيزي در باره آن نمي گويند.
134- تخم مرغ دزد شتر مرغ دزد مي شود:کسي که دست به عمل کوچکي زد کم کم کارهاي بد برزگتر انجام مي دهد.
135- تر وخشک را باهم سوختن:استثنا در کار نبودن
136- تعارف شاه عبدالعظيمي کردن:تعارف ظاهري بودن رضايت باطني کردن
137- توبه ي گرگ مر گ است:کسي که دست از عادت خود بر نمي دارد.
138- تو به خير و من به سلامت:ديگر ما به يکديگر کاري نداريم
139- تو نيکي مي کن و در دجله  انداز که ايزد در بيابانت دهد باز:نتيجه کار خوب به خود انسان برمي گرد.
140- توي هچل افتادن:گرفتار شدن-  دچار زحمت شدن
141- توي هول و ولا ماندن:مضطرب بودن-تر ديد داشتن
142- ته جيبش تار عنکبوت بسته است:بي پول وفقير است
143- جايي نمي رود که آبرويش رود:عاقل است
144- جان به عزرائيل ندادن:فوق العاده خسيس بودن
145- جاي سوزن انداختن نبود:خبلي پر جمعيت و شلوغ بود
146- چرت موز بودن:جواني بي ادب و بي اهميت-  غير قابل اعتنا
147- جلز ولز کردن:بسيار التماس زاري کردن
148- جنسش شيشه خورده دارد:نادرست است
149- جواب ابلهان خاموشي است:در برار افراد نادان بايد خاموش بود.
150- جوجه را در آخر پاييز مي شمرند:نتيجه هر کار در پايان آن مشخص مي شود
 آمد 151- جور استاد به زمهر پدر : سخت گيري معلم به نفع شاگرد است
152- جيم شدن : آهسته وبدون آن که کسي متوجه شود محلي را ترک گفتن.
153- چا خان کردن : دروغگوئي کردن .
154- چاقو دسته ي خود را نمي برد : خويشان وبستگان براي هم ديگر ايجاد ناراحتي مي کنند
155- چاق سلامتي کردن : حال واحوالپرسي کردن - سلام وعليک کردن .
156- چپ چپ نگاه کردن : با تلخي وخشم به کسي نگريستن.
157- چراغي که به خانه رواست به مسجد حرام است : به جاي واجب بايد پرداخت .
158- چشمش شور است : کسي که چشم گيرا داشته باشد وباعث آسيب ديگران شود.
159- چاه کن هميشه ته چاه است : کسي که براي ديگران تله ايجاد کند اول خودش مي افتد.
160- چوب تر به کسي فروختن: مشکلي براي ديگران ايجاد کردن - دشمني داشتن با کسي.
161- چوب دوسر نجس : کسي که مورد نفرت دو طرف دعوا ونزا باشد.
162- چوب لاي چرخ گذاشتن: مانع پيشرفت ديگران شدن  -  مانع ايجاد کردن.
163- چو دخلت نيست خرج آهسته تر کن : در آمد نداري قناعت کن.
164- چانه اش گرم شد : زياد حرف مي زند.
165- چه خاکي به سرم بريزم : چه چار ه هايي بينديشم.
166- چيزي در چنته نداشتن : بي اطلاع بودن.
167- حرف راست را از دهن بچه بايد شنيد: اشاره به پاک ومعصوم بودن بچه ها.
168- حساب به دينار، بخشش به خروار : در حساب بايد دقيق بود ودر بخشش سخاوتمند.
169- حق کسي را کف دستش گذاشتن: سزاي عمل کسي را دادن.
170- حلواي تنتناني تا نخوري نداني : تا آزمايش نکني متوجه نخواهي شد.
171- حمام زنانه شدن : شلوغ و پر سروصدا شدن .
172- حلزون خود را به جمع شاخدارها مي کند: چيزي کوچک وبي اهميت خود را داخل بزرگان مي کند.
173- حنايش رنگ ندارد: کاري از او ساخته نيست.
174- خاله زنک بازي در آوردن : حرکات غير جدي زنانه داشتن .
175- خدا نجار نيست اما درو تخته را خوب به هم مي اندازد: اين دو نفر در رفتار بسيار به هم شبيه هستند.
 (به ويژه زن و مرد )
176- خر بيارو باقالا بار کن : کار خراب جبران نا پذير .
177- خر پول : پول دارو ثروتمند.
178- خر تو خر بودن : هرج و مرج و بي نظمي – شلوغي زياد.
179- خر خالي يرقه مي رود: آدم بي مسئوليت ادعاي زيادي دارد.
180- خر را که به عروسي مي برند براي خوشي نيست براي آبکشي است : آدم زحمت کش را براي کار کردن دعوت مي کنند.
181- خر رفت و الاغ برگشت : همان طورکه بود هست-  بهتر نشد.
182- خرس را به رقص آورديم دمش را به دست آورديم : کسي را وادار به انجام کاري کردن واز آن نتيجه گرفتن.
183- خر کوزه پر از شنبه تا پنج شنبه گچ آوردن وجمعه سنگ کشيدن : کار هميشگي بدون استراحت.
184- خر مقدس بودن : کسي که از نفهمي در تقدس افراط کند.
185- خروس بي محل بودن: وقت و زمان را تشخيص ندادن.
186- خر همان خر است اما پالانش عوض شده : لباس يا مقام جديد در شخصيت فرد تاثير ندارد.
187- خر هميشه خرما نمي ريند : هميشه نمي توان در انتظار همان پيش آمد خوب بود – هميشه فرصت خوب به دست نمي آيد.
188- خل بازي در آوردن: خود را به ديوانگي زدن.
189- خواب زن چپ است: تعبير خواب زن معکوس است.
190- خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو: خود را به جمعيت واجتماع تطبيق دادن.
191- خود را به کوچه ي علي چپ زدن: ناداني نکردن به منظور اجتناب ودوري از کار.
192- خود را نخود آشي کردن : مداخله کردن در هر کاري.
193- خودش مي برد وخودش مي دوزد: همه کاره خودش است.
194- خون کسي را توي شيشه کردن: کسي رابسيار اذيت کردن – بسيار گران فروشي کردن.
195- داشتم داشتم صاحب نيست دارم دارم صاحب است: از گذشته نگو الان چيکاره اي.
196- داغ شکم از داغ عزيزان کمتر نيست: کودک يا کسي که از نخوردن غذا بي تابي مي کند.
197- دانا هم داند وهم پرسد ،نادان نداند ونپرسد: تواضع وفروتني افراد دانا.
198- دبه در آوردن: پس از توافق در معادله براي تغيير دادن شرايط آن به نفع خود تلاش کردن .
199- دختر تر تيزک است: کنايه به زود رشد بودن دختر.
200- در جنگ نان وحلوا تقسيم نمي کنند: طبيعت جنگ ،جنگيدن است.
201- در خانه هر چه مهمان هر که: وقتي مهمان سر زده آمد بايد آنچه حاضر است يسازد.
202- درخت گردو به اين بزرگي درخت خربزه الله اکبر: به مناسبت مقايسه ي غلط گويند
203-  درد خروار آيد و مثقال رود: مشکل و سختي که يکباره آمد کم کم رفع مي شود.
204- درد را کي ميکشد که مي زايد: زحمت راکسي مي کشد که کار انجام مي دهد.
205- در حوضي که ماهي نيست قورباغه سپهسالار است: در جايي که آدم شايسته اي نيست هر ناشايستي لايق شود.
206- در ديزي باز است حياي گربه کجا رفت: از نبودن مانع نبايد سوء استفاده نمود.
207- در مثل مناقشه نيست:  منظور از مثل ياد شده شخص مخاطب نيست.
208- دزد آمد و هيچ نبرد: همه چيز جاي خودش است.
209- دزد نگرفته پادشاه است: کسي را به دليل نديدن نمي توان مقصر دانست.
210- دست از سر کچل کسي برادشتن: کنايه از رها کردن کسي.
211- دست به سر کردن: کسي را با حيله و نيرنگ از خود دور کردن.
212- دست به دهان رسيدن: مختصر ثروتي داشتن و امورات خود را پيش بردن.
213- دست به يقه شدن: با هم درگير شدن.
214- دست راست و چپ را نشناختن: بسيار کودن و ابله بودن.
215- دست دست را مي شناسد: امانتي را که از کسي گرفتند بايد به همان شخص پس داد.
216- دستش چسبناک است: دزد است.
217- دستش نمک ندارد: به هر کس خوبي يا کمک کند آن شخص منظور ندارد.
218- دست و پاي خود را گم کردن: هول شدن.
219- دست و پنجه نرم کردن: کنايه از زور آزمايي کردن است.
220- روده بزرگ روده گوچک را خورده است: بسيار گرسنه بودن.
221- روزه ي کله گنجشکي گرفتن: تا نيم روز روزه داربودن و سپس غذا خوردن.
222- دل به دل راه داشتن: احساس نزديکي دو نفر به يکديگر.
223- دلش مثل سير و سرکه مي جوشد: تشويش و اضطراب دارد.
224- دماغي چاق داشتن: سالم و تندرست بودن : ثروتمند بودن.
225- دماغ کسي را به خاک ماليدن: او را سخت تنيه کردن.
226- دم به تله دادن: گير افتادن.
227- دم بخت بودن: دختري که موقع شوهر کردن او فرا رسيده باشد.
228- دم در آوردن: پر رو شدن.
229- دمش را گذاشت روي کولش و رفت: نااميد شد و شکست خورد.
230- دندان را تيز: طمع زيادي به چيزي داشتن.
231- دهن بين بودن: زود باور بودن.
232- دهنش چفت و بست ندارد: بي جهت هر ناسزايي گفتن.
233- ديوار موش دارد موش گوش دارد: موقع راز گفتن نيست.
234- ذکر خير کسي را کردن: به خوبي کسي ياد کردن.
235- رو دست خوردن: گول خوردن : به دام افتادن.
236- روزگار کسي را سياه کردن: او را بدبخت کردن.
237- روز وانفسا: روز قيامت و صحراي محشر.
238- روزه ي بي نمازي: عروس بي جهاز و قور مربي پياز : همه چيز ناقص است.
239- روزه خوردنش را ديده ايم نماز کردنش را نديده ايم: کار يدش را ديديم اما کار خوبش را نديديم.
240- روي سر کسي خراب شدن: به زور به مهماني کسي رفتن : خود را بر کسي تحميل نمودن.
241- روي شاخش است: کارم حتمي است.
242- روي کسي را سفيد کردن: موجب سزبلندي و خشنودي کسي شدن.
243- ريش خود را به دست ديگري دادن: تسليم ديگري شدن : اختيار خود را به کسي دادن.
244- ريش خود را در آسياب سفيد کرده: با تجربه و آزموده نيست.
245- ريش و قيچي هر دو را به دست داشتن: اختيار کامل داشتن.
246- ريگي در کفش داشتن: صادق و راستگو نبودن.
247- زمين دهان باز کرد و مرا در خود فرو برد: از بسياري خجالتي چنين آرزويي کردن.
248- زن از غازه سرخ شود مرد از غزا: زن با آرايش و مرد با جنگيدن خوشرنگ مي شوند.
249- زن نانجيب گرفتن آسان و نگه داشتن او مشکل: هر جور زن هرجا پيدا مي شود.    
250- زن نانجيب گرفتن مشکل و نگه داشتن او آسان: زن خوب هرجا پيدا نمي شود.
251- زير اندازش زمين است و رو اندازش آسمان: فقير و بي چيز است.
252- زيرآب کسي را زدن: کسي را نزد ديگري بي اعتبار کردن.
253- زير کاسه اي نيم کاسه اي بودن : نقشه اي پنهاني در کار بودن .
254- زيره به کرمان بردن : بردن چيزي به محلي که در آنجا فراوان باشد.
255- زينب ستم کش است : خانمي که بيشتر از ديگران کارهاي سخت وطاقت فرسا انجام مي دهد.
256- سال به سال دريغ از پارسال : روزگار وموقعيت بهتري در پيش نيست
257- سالي که نکوست از بهارش پيداست : شروع هر کار نمايانگر پايان کار است.
258- سبيل کسي را چرب کردن : به کسي رشوه يا هديه دادن.
259- سبيل کسي را دود دادن : کسي را تنبيه کردن  - خجل وناراحت ساختن.
260- ستاره ي سهيل است : دير دير ديده مي شود - غيبت هاي طولاني دارد.
261- سر به جهنم زدن : بسيار گران تمام شدن.
262- سر به سر کسي گذاشتن : اورا ناراحت کردن  - با او شوخي کردن.
263- سر به صحرا زدن : از فرط ناراحتي ديار خود را ترک کردن.
264- سر به هوا بودن : بازي گوش بودن .
265- سر پل خر بگيري : محل بررسي وگير افتادن .
266- سر پيري و معرکه گيري : کساني که در زمان پيري کار جوانان را انجام مي دهند.
267- سرد وگرم روزگار و چشيدن : تجربه آموختن - آزموده شدن .
268- سر شاخ شدن : درگير شدن .
269- سرش تو لاک خود بودن : کاري به کار کسي نداشتن- در فکر خود بودن.
270- سر کسي را گرم کردن : کسي را مشغول کردن .
271- سر کسي شيره ماليدن: کسي ا گول زدن : اغفال کردن.
272- سرکه ي مفت شيرين تر از عسل است: هر چيزي که رايگان باشد گواراست.
273- سر کيسه را شل کردن: سخاوتمکند بودن : پول خرج کردن.
274- سرم را بشکن و نرخم را نشکن: چانه نزن و قيمت جنس را پايين نياور.
275- سر و گوش آب دادن: کسب خبر و اطلاع کردن.
276- سري که درد نمي کند دستمال نبند: بي مورد براي خود ايجاد مشکل و نگراني نکن.
277- سگ زرد برادر شغال است: به لحاظ بدي هر دو مثل هم اند.
278- سگ صاحبش را نمي شناسد: ازدحام و شلوغي زياد.
279- سگ کيش کردن: کسي را بزور به جايي بردن.
280- سير تا پياز را براي کسي نقل کردن: مطلبي را به طور تفصيل براي ديگري شرح دادن.
281- سير به پياز مي گه که پيف پيف چقدر بو ميدهي: دو مجرم مثل هم يکديگر را سرزنش مي کنند.
282- شاخ و شانه کشيدن: به خود باليدن : تظاهر به زورمندي کردن.
283- شال و کلاه کردن: آماده شدن : لباس پوشيدن براي بيرون رفتن از منزل.
284- شاهنامه آخرش خوش است: بايد به پايان کار توجه داشت.
285- شب آبستن است تا چه زايد سحر: حوادثي در پيش است بايد در انتظار آن بود.
286- شب دراز است و قلندر بيدار: وقت بسيار است ، شتاب و عجله شايسته نيست.
287- شتر با بارش گم شد: به محل بسيار شلوغ گويند.
288- شتر ديدي نديدي: آنچه ديدي يا شنيدي بازگو نکن.
289- شتر سواري دولا دولا نداره: اين کار پنهان شدني نيست.
290- شريک دزد و رفيق قافله: کسي که با طرفين دفاع و نزاء زد و بند داشته باشد.
291- شش ماهه به دنيا آمدن: بسيار عجول بودن.
292- شکم گرسنه فتواي خون مي دهد: به آدم بي ايمان نمي توان اعتماد کرد.
293- شيري يا روباه؟:   پيروز باز گشتي يا شکست خورده؟.
294- شورش را در آوردن: زياده روي بيش از حد کردن در کاري.
295- شتر در خواب بيند پنبه دانه: آدمي که آرزوهاي دور و دراز داشته باشد.
296- شيطان را درس دادن: باهوش و حيله گر بودن (جهت منفي).
297- صبر ايوب داشتن: بسيار بردبار و صبور بودن.
298- صد سال گدايي کرد امّا شب جمعه را نميداند: کسي که به رموز کار خود آگاه نيست.
299- صلاح مملکت خويش خسروان دانند: آنچه را خود مصلحت مي بيني انجام بده.
300- طناب مفت را کرديد خود را به دار زد: از هرچه رايگان باشد استفاده مي نمايد.
301- طوطي وار ياد گرفتن: بدون توجه به معني و مفهوم از بر بودن : نفهميده حرف زدن.
302- عاقبت جوينده يابنده بود: هر کسي که بدنبال چيزي برود به آن مي رسد.
303- عقل کسي گرد شدن: عقل درست و حسابي نداشتن : کم شدن عقل کسي.
304- علي ماند و حوضش: بيکار بودن.
305- عمر نوح نداشتن: عمر دراز و طولاني نداشتن.
306- عيسي به دين خود موسي هم به دين خود: هر کس در عقيده و اعتقاد خود آزاد است.
307-غاز چراندن : بيکار بودن.
308- غزل خدا حافظي را خواندن : براي رفتن وجدايي آماده شدن – مردن .
309- فرار وبر قرار ترجيع دادن : براي اجتناب از خطر فرار کردن
310- فس فس کردن : دير جنبيدن – بسيار آهسته کار کردن .
311- فضول و بردن جهنم گفت هيزمش تر است : بسيار ايراد گير و اعتراض کننده .
312- فلفل مبين که ريزه / بشکن ببين چه تيزاست : به کوچکي شخص نگاه نکن بلکه به لياقت او نگاه کن .
313- فيلش ياد هندوستان کرده : به هدف و مقصد ديگري توجه کرده .
314- قارت وقورت کردن : ادعا داشتن با خشم وخشونت .
315- قلق کسي را به دست آوردن : به اخلاق وروحيه ي کسي آشنا شدن .
316- قوز بالاي قوز : گرفتاري رو گرفتاري – مشکلي روي مشکل پيش .
317- کاچي بهتر از هيچي است : چيز کم بهتر از هيچ چيز است .
318- کاردش بزني خونش در نمي آيد : بي نهايت خشمگين است .
319- کاري بکن بهر ثواب نه سيخ بسوزد نه کباب : به عدالت رفتار کن .
320- کبکش خروس مي خواند : بسيار خوشحال وبا نشاط است .
321- کس نخوارد پشت من جز ناخن انگشت من : کسي براي ديگري کاري انجام نمي دهد .
322- کار حضرت فيل است : کاري بسيار سخت ودشوار است .
323- کف دستم را بو نکرده بودم : از غيب نمي دانستم .
324- کل اگر طبيب بودي سر خود دوا نمودي : مهارت نداشتن در کاري .
325- کلاه شرعي بافتن : عمل غير مشروعي را با حيله وتزوير شرعي جلوه دادن .
326- کار کردن خر وخوردن يابو : کار را کس ديگر مي کند نتيجه را کس ديگر مي برد .
327- کيسه براي چيزي دوختن : طمع داشتن به چيزي .
328- گاوش زائيده : مشکلي برايش پيش آمده است .
329- گردن کج کردن : خود را کوچک کردن - عاجزانه چيزي از کسي خواستن .
330- گر صبر کني ز غوره حلوا سازي : کارها با صبر وبردباري انجام مي شود .
331- گز نکرده پاره کردن : بدون مطالعه به کاري مبادرت کردن .
332- گل سر سبد بودن : برگزيده گروه بودن - ممتاز جمع شدن .
333- گاو پيشاني سفيد : همه کس و همه جا او را مي شناسند .
334- گوش بريدن کسي :کلاه برداري کردن از کسي .
335- لفت دادن کاري : به درازا کشانيدن کارو با تشريفات زياد به آن پرداختن .
336- لنگه کفش کهنه در بيابان نعمت است : چيز بي ارزش و ناقابل در شرايط نياز مفيد واقع مي شود .
337- مار پوست خود بگذارد اما خوي خود نگذارد : اخلاق ورفتار افراد عوض نمي شود .
338- مار را در آستين خود پروراندن : چيز بد را ياري دادن .
339- مار گزيده از ريسمان سياه وسفيد مي ترسد : آدم صدمه ديده هميشه مي ترسد.
340- ماست خود را کيسه کردن :ترسيدن.
341- مثل اينکه مال باباش و خوردم : به مناسبت دشمني با کسي گفته مي شود .
342- ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است : روي آوردن به کار خود هيچ موقع دير نيست .
343- مرغ همسايه غاز است : چيزي که ديگران دارند با ارزش تر است .
344- موش به سوراخ نمي رفت جارو به دمبش بست : طرف خودش پذيرفته نبود معرف ديگري شد .
345- مرغ يک پا دارد : از نظرم بر نمي گردم .
346- مثل خر در گل ماندن : عاجز و ناتوان و درمانده شدن .
347- مرد سر مي دهد اما سر نمي دهد : رازي که به کسي سپرده شد فاش نمي شود .
348- مشت نمونه خروار است : چيز کم به نشانه فراوان .
349- مشت وسندان : جدال ودرگيري ناتوان با توانا – کار دشوار وخطر ناک.
350- مگر آمدي آتش ببري : عجله زياد داشتن
351- مگر  شهر هرت است ؟ هر کار ي انجام بدهي آزاد نيستي .
352- مگر کله گنجشک خورده اي ؟ بسيار پر حرف هستي
353- من مي گويم نر است تو مي گويي بدوش  - بي جهت اصرار کردن 
354- من يک پيراهن بيشتر از تو پاره کردم- با تجربه تر و سالخورده تر از تو هستم .
355- مو را از دست کشيدن - دقت بسيار کردن
356- موش مردگي درآوردن خود را به ناخوشي زدن-  خود را بيمار جلوه دادن 
357- مومن مسجد نديده - به شوخي به کسي مي گويند که تظاهر به تقدس دارد .
358- موهايش را در آسياب سفيد کرده  -  گرچه پير است اما بي تجربه است
359- مويي از خرس کندن غنيمت است  -  از آدم خسيس حداقل استفاده هم غنيمت است
360- مهمان مهمان را نمي تواند ببيند صاحبخانه هر دو را - خسيس بودن صاحب خانه
361- ميانشان شکر آب است  - روابط آنها خوب نيست ، اختلاف دارند
362- ناز شست گرفتن  -  پاداش و جايزه گرفتن
363- نازک نارنجي  - زودرنج ، کم تحمل در مقابل مشکلات 
364- نان به نرخ روز خوردن  -  پاي بند بودن به اصول - رفتار خود را با وضع حاضر تطبيق دادن 
365- نان کسي را آجر کردن  -موجب ضرر و زيان کسي شدن
366- نخود هر آش بودن - مداخله در هر کاري کردن
367- نشخوار آدميزاد حرف است - لذت داشتن حرف زياد
368- نمک پرورده بودن - مديون کسي ديگر بودن
369- نو که آمد به بازار    کهنه شود دل آزار - با آمدن چيز جديد گذشته و قديمي و دلگير مي شود
370 – نه زنگي زنگ نه رومي روم- ميانه رو بودن-  متوسط بودن
371- نه سر پياز نه ته پياز- کاره اي نبودن
372- نه چک زدم نه چانه عروس آمد به خانه -  بدون زحمت به هدف رسيدم
373- وقت سر خاراندن نداشتن - سخت گرفتار کار زياد بودن
374- هر چه بگندد نمکش مي زنند   واي به روزي که بگندد نمک- از افراد درست ديگر انتظار انجام کار بد و زشت نيست
375- هر چه پول بدهي آش مي خوري - به اندازه زحمتت نتيجه مي گيري
376- هر سرازي سربالايي دارد- راحتي سختيهايي هم به دنبال دارد
377- هر چه ديدي از چشم خودت ديدي-  مقصر خودت هستي .
378 – هر چه سنگ است مال پاي لنگ است-  آسيب و صدمه هميشه به آدمهاي بيچاره مي رسد
379- هر کي با آل علي درافتد برافتد - معمولاً سادات به مخالفان خود مي گويند .
380- هر کس به اميد همسايه نشيند گرسنه مي خوابد-  به ديگران نبايد اميد داشت ، هر کاري را بايد خود انجام داد
381- هر کس خربزه مي خورد پاي لرزش هم مي نشيند- هر کس بايد عاقبت اعمال خود را تحمل کند
382- هر که بامش بيش برفش بيشتر-  هر کس داراتر است گرفتار تر است
383- هر که نان از عمل خويش خورد    منت حاتم طايي نبرد -  نبايد به ديگران متکي بود
384- هر که طاوس خواهد جور هندوستان کشد - بايد سختيها را براي رسيدن به هدف تحمل کرد
385- هفت خوان رستم را طي کردن- کار بسيار سخت را براي رسيدن به هدف تحمل کرد
386- همه را برق مي گيرد ما را چراغ نفتي - شانس و اقبال ديگران ييشتر  از ماست
387- هنداونه زير بغل کسي گذاشتن - تملق بي جا گفتن
388- هوا گرگ و ميش است-  نه تاريک است نه روشن .
389- هيچ کاره ي همه کاره - آدم هيچ کاره هود را همه کاره مي پندارد
390- ياسين به گوش خر خواندن - کار بي حاصل انجام دادن
391- يال و کوپال داشتن - سرو وضع خوب داشتن
392- يک دستي گرفتن - کسي را کتر از آنچه هست پنداشتن
393- يک ستاره توي آسمان ندارد -ادم بي شانس و اقبال است
394- يک شب هزار شب نمي شود -به تعارف به مهمان مي گويند
395- يک کلاغ چهل کلاغ کردن- اغراق و مبالغه نمودن + غيبت زياد
396- يک بز گر گله را گرگين مي کند- يک همنشين بد ديگران را هم به فساد مي کشاند
397- يکي به نعل مي زند يکي هم به ميخ -هر دو طرف را مراعات مي کند
398- يک گوش در است و گوش ديگر  دروازه  - کسي که مطلبي را به خاطر نمي سپارد .
399- يکي را پي نخود سياه فرستادن - به بهانه اي او را ازميدان خارج کردن
400- يکي نان نداشت بخورد پياز مي خورد تا اشتهايش باز شود  - کار نابخردانه کردن

تبریک سال نو 

یکشنبه 26 اسفند 1397, 09:05:00

انواع برگها 

یکشنبه 12 اسفند 1397, 08:42:00


پرش به ناوبریپرش به جستجو

این مقاله دربارهٔ برگ گیاهان است. برای دیگر کاربردها، برگ (ابهام‌زدایی) را ببینید.

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/2/2d/Acer_campestre_010.jpg/250px-Acer_campestre_010.jpg

نمونه برگ درخت افرای پرچین

بَرگها زوائد جانبی ساقه‌اند که از مریستم انتهایی نوک ساقه پدید می‌آیند. برگ‌ها اندام‌های پهن و سبز رنگی هستند که با نظم و ترتیب ویژه‌ای بر روی ساقه گیاهان قرار دارند و دارای دو بخش اصلی پهنک و دمبرگ‌اندپهنک سطح تماس برگ و محیط را زیاد می‌کند. پهنک به علت نازک بودن دو نقش فتوسنتز و تعرق را به خوبی انجام می‌دهد. برگ هر گیاه معمولاً ویژگی‌های ظاهری خاص خود را دارا است. این ویژگی در درجه اول مربوط به خصوصیات ارثی گیاه و در درجه دوم مربوط به عوامل محیطی مانند نور، رطوبت و دما است.

Bargi Bar Bahar.jpg

محتویات

بخش‌های برگ[ویرایش]

در نهان‌دانگان برگ مرکب تشکیل شده از یک قسمت صفحه مانند سبزی به نام پهنک است که به وسیله دنباله باریکی به نام دمبرگ به ساقه متصل می‌شود .دم برگ غالباً در پایین خود و در قسمتی که به ساقه متصل می‌شود ،گاه پهن شده به صورت غلافی ،کم و بیش ساقه را در برمی گیرد. غلاف یا نیام گلبرگ در بعضی از برگ‌ها گاهی خارج از اندازه رشد کرده، تمامی میانگره ساقه را پوشانده، گاهی ایجاد زایده‌ای به نام گوشوارک را می‌کند. به جز پهنک برگ بقیه اجزای آن را ضمایم برگ می‌گویند. برگ‌ها ممکن است دارای همه ضمایم یاد شده باشند یا فقط شامل دم برگ و پهنک باشند، گاهی نیز برگ فاقد دمبرگ و حتی پهنک است.

ساختار بیرونی برگ[ویرایش]

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/0/0f/Alocasia_cuprea_%28portrait_orientation%29.jpg/250px-Alocasia_cuprea_%28portrait_orientation%29.jpg

نگاره‌ای از جزئیات برگ‌های گیاه آلوکازیا کاپریاز تیرهٔ گل‌شیپوریان.

یک برگ از دو بخش پهنک و دمبرگ تشکیل شده‌است.

  • پهنک

بخش فعال برگ بوده و غالباً به علت دارا بودن کلروفیل سبز رنگ است. پهنک ممکن است وجود نداشته یا بسیار کاهش یافته باشد و مثلاً به صورت پیچک در می‌آید. پهنک معمولاً به شکل صفحهٔ مسطحی است که رگبرگها از آن می‌گذرند رگبرگها ادامه دمبرگ بوده و در سطح زیرین مشخص ترند. چگونگی پراکندگی رگبرگها را در سطح برگ رگ‌بندی (گسترش رگبرگها) می‌نامند.

  • دمبرگ

میله کوتاهی است که پهنک را در محل گره به ساقه متصل می‌کند. قسمت عمده دمبرگ را بافتهای چوبی و آبکشی تشکیل می‌دهند. دمبرگ معمولاً به لبه پایه پهنک متصل است ولی در بعضی از گیاهان مانند لادن و کرچک به سطح زیرین برگ اتصال دارد. این‌گونه برگ‌ها را سپر می‌گویند. برگ‌ها فاقد دمبرگ را که پهنک آن‌ها مستفیما به ساقه متصل است بی‌دمبرگ یا چسبنده می‌نامند.قاعده برگ گاهی به صورت نیام (غلاف) گسترش می‌یابد و ممکن است دارای ضایعاتی به نام گوشوارک و زبانک باشد.

انواع برگ[ویرایش]

Aspen-leaves.jpg

برگ گیاهان دو لپه‌ای ممکن است ساده یا مرکب باشد برگ ساده فقط از یک قطعه تشکیل شده حال آن که برگ مرکب از چند قطعه کوچک به نام برگچه بوجود آمده‌است. در قاعده برگ گیاهان دو لپه‌ای یک جفت گوشوارک و یک جوانه جانبی قرار دارد. گسترش رگبرگها معمولاً شبکه‌ای است.

برگ گیاهان تک لپه‌ای از دو بخش پهنک و نیام تشکیل شده‌است گسترش رگبرگ قسمت اعظم آن‌ها موازی است. در محل اتصال نیام به پهنک زبانک وجود دارد. در بعضی گونه‌های غلات در محل اتصال پهنک به نیام یک جفت گوشواره وجود دارد.

برگ اکثر بازدانگان سوزنی یا پولک مانند است. برای مثال برگ سوزنی در کاج و پولک مانند در سرو وجود دارد. برگ‌های سوزنی فقط یک رگبرگ دارند و به نوک تیزی ختم می‌شوند.

برگ‌شاخه[ویرایش]

برگ‌شاخه[۱] اصطلاحاً به برگ‌های بزرگ و تقسیم‌شده گفته می‌شود و بیشتر برای سرخس‌ها بکار می‌رفته اما امروزه به برگ‌های نخل وپایانخل‌ها هم برگ‌شاخه می‌گویند.[۲]

آرایش جوانه برگ (آرایش برگ بر روی ساقه)[ویرایش]

Autumn leaves 2.jpg

آرایش برگ‌های ساقه‌ای در طول ساقه بر سه نوع است.

  • برگ‌های متقابل: آرایش برگ‌ها به صورتی است که در هر گره دو برگ روبروی هم قرار گرفته‌اند مانند زبان گنجشک. یاس بنفش.
  • برگ‌های فراهم: در این آرایش برگی در هر گره بیش از دو برگ وجود دارد مانند :

برگهای متناوب: در هر گره شاخه فقط یک برگ دیده می‌شود مانند گردو.

ساختار درونی برگ[ویرایش]

  • ساختار درونی دمبرگ

تمام سطح دمبرگ از بشره‌ای پوشیده شده که امتداد بشره ساقه‌است؛ و در درون آن نرم آکنه ای(پارانشیم) وجود دارد که رگبرگها از میان آن می‌گذرند. آوندهای چوب - آبکش با همان وضعی که در ساقه قرار دارند (آوندهای آبکشی در خارج و آوند های چوبی در داخل) وارد برگ می‌شوند.

  • ساختار درونی پهنک

بشره در دو سطح بالایی و پایینی برگ قرار دارد.مزوفیل در بین دو لایه بشره واقع شده‌است.

رگبرگها یا دسته‌های آوندی مزوفیل از دو نوع پارانشیم نرده‌ای و حفره‌ای تشکیل شده‌است که فضای بین بشره زبرین زیرین برگ را پر می‌کند. رگبرگها ادامه رشته‌های آوندی دمبرگ‌اند. آوندهای چوب - آبکش با همان وضعی که در ساقه قرار دارند وارد دمبرگ می‌شوند. انتهای رگبرگ عموماً به یک نای‌دیس ختم می‌شود رگبرگ‌ها علاوه بر هدایت مواد، نگاهدارنده بافت‌های برگ نیز هستند.

تنوع و اقسام برگ[ویرایش]

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/c/c1/Autumn_leaves_and_trees.jpg/200px-Autumn_leaves_and_trees.jpg

برگ درختان در پاییز

رشد متفاوت و غیر منظم بخش‌های مختلف پهنک، در برگ‌های گیاهان مختلف سبب اشکال متفاوت آن‌ها می‌شود. بطور کلی برگ‌ها را بر حسب وضع پهنک به دو دسته بزرگ تقسیم می‌کنند.

برگهایی که پهنک واحدی دارند و به آن‌ها برگ‌های ساده می‌گویند. برگهایی که پهنک آن‌ها از برگچه‌های متعدد تشکیل می‌شود به برگ‌های مرکب مرسوم‌اند.

پهنک برگ‌های ساده ممکن است کامل بوده، یا به حاشیه به علت بریدگیها یا فرورفتگیها اشکال مختلف پیدا کند. انواع برگ‌های ساده را از روی پهنک و کناره آن‌ها که دارای دندانه یا کنگره‌است و همچنین بر حسب نوع و عمق بریدگی حاشیه که سطحی است یا کم و بیش به رگبرگ و سطحی می‌رسد نامگذاری می‌کنند.

برگهای مرکب از برگچه‌های متعدد تشکیل می‌شوند، اگر برگچه‌های برگ مرکب در طرفین یک رگبرگ مشترک که راشی نام دارد قرار گیرند آن را برگ مرکب شانه‌ای یا پرمانند می‌گویند. دیگر از اشکال مهم برگ مربوط به وضع و اشکال نوک و کناره‌های پایینی آن است که در شناسایی انواع گیاهان اهمیت مخصوص دارند.

عده‌ای از مؤلفان برگ‌های مرکب شانه‌ای را ابتدایی تر از برگ‌های کامل یا ساده می‌دانند و به عبارت دیگر تکامل برگ را از حالت مرکب بودن به طرف سادگی و کامل شدن عنوان می‌کنند. مورفولوژیستها برای اثبات این نظریه دلایل بیشماری از مقایسه برگ یا فروند گیاهان فسیلی یا گیاهان امروزی ذکر می‌کنند. در طبیعت فعلی نیز برخی از درختان که برگ‌های مرکب شانه‌ای دارند مانند کرات یا لیلکی که در جنگلهای اطراف دریای خزر فراوان می‌روید، دارای برگ‌های مرکبی هستند که بعضی از برگچه‌های آن‌ها با برگچه‌های مجاور خود چسبیده و یکی شده‌اند.

رنگدانه‌های برگ: رنگ برگ‌ها به خاطر وجود رنگدانه در گیاه است. گیاهانی که رنگ سبز دارند دارای سبزینه یا کلروفیل هستند. برای جداسازی رنگدانه‌های برگ باید برگ را در حلال مناسبی مانند الکل بریزیم تا رنگدانه در آن حل گردد. برای بهتر شدن تأثیر این کار می‌توانیم آن را ریز کنیم، هم بزنیم و گرما بدهیم. از حمام بخار نیز می‌توان برای جداسازی رنگدانه از حلال استفاده کرد.

نقشهای برگ[ویرایش]

  • تعرق: دفع آب به صورت بخار از سطح برگ را تعرق می‌گویند. تعرق به صورت روزانه، پوستگی و عدسکی صورت می‌گیرد؛ ولی به صورت روزانه‌ای بیشتر دیده می‌شود. اهمیت تعرق به سبب تعرق جریان یافتن آب در گیاهان است.
  • تعریق: دفع آب به صورت مایع از سطح برگ را تعریق می‌نامند.
  • فتوسنتز (نورساخت): فرایندی است که در آن گیاهان سبز در برابر نور خورشید و با استفاده از دی‌اکسید کربن هوا و همچنین آب، گلوکز می‌سازند و اکسیژن آزاد می‌کنند.
  • تنفس: فرایند آزادسازی انرژی شیمیایی مواد غذایی را به کمک اکسیژن تنفس می‌گویند.

برگ‌های ویژه‌کار[ویرایش]

بعضی از برگ‌ها گذشته از غذاسازی یا به جای آن، کارهای ویژه‌ای انجام می‌دهند. تیغ‌ها و خارها در بعضی از گیاهان برگ‌های محافظ گیاه هستند و نمی‌گذارند جانوران گیاه را بخورند. در بعضی از گیاهان، مانند کاکتوس ٬همه برگ‌های محافظ، خار هستند و عمل نورساخت را ساقه سبز و ضخیم گیاه انجام می‌دهد.برگ‌های ذخیره‌ای نیز ویژگی‌هایی دارند، بعضی از آنها، مثل پیاز خوراکی، غذای ساخته شده را به جای ساقه و ریشه در برگ‌ها ذخیره می‌کند. بسیاری از گیاهان مناطق خشک دارای برگ‌های ضخیم و گوشتی هستند که آب را در خود ذخیره می‌کنند. مثلاً در دمبرگ نوعی درخت در ماداگاسکار، مقدار زیادی آب ذخیره می‌شود. رهگذران تشنه با سوراخ کردن دمبرگ، از آب درون آن استفاده می‌کنند.پیچکها دارای برگ‌های باریک و کشیده هستند که به بالا رفتن گیاه کمک می‌کند. درنخود، برگچه انتهایی برگ مرکب به پیچک تبدیل شده‌است.برگک‌ها دارای نوعی ویژگی هستند. این برگ‌ها کوچک و ساده‌اند و در قسمت زیرین شکوفهٔ بعضی از گیاهان می‌رویند. در گیاه بنت قنسول برگک رشد می‌کند، رنگی می‌شود و بخشی ازگل به‌شمار می‌رود.برگهای حشره خوار نیز ویژگی‌هایی دارند. این برگ‌ها می‌توانند حشره‌ها را جذب کنند و بدام بیندازند. این گیاهان بیشتر در منطقه‌های مرطوب رشد می‌کند و مواد غذایی خود را از شکار حشره‌ها بدست می‌آورد.

زندگی برگ[ویرایش]

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/8/8e/Autumn_lyellow_leave.jpg/200px-Autumn_lyellow_leave.jpg

برگ زرد در پاییز

زندگی برگ از درون جوانه آغاز می‌شود. جوانه بخشی از قسمت رشد یابنده ساقه‌است و از قسمت بالایی محل اتصال دمبرگ به ساقه رشد می‌کند. در گیاهانی مانند علف ها، که دارای ساقه نرم هستند برگ تنها یک بار می‌روید و با فرارسیدن زمستان رویش برگ کاملاً متوقف و گیاه کاملاًخشک می‌شود. اما در گیاهانی که دارای ساقه چوبی هستند، مانند درختان و درختچه‌های خزان برگ، در هر سال برگ‌های جدیدی می‌رویند. در زمستان، برگ‌های داخل جوانه‌ها فعالیت حیاتی اندکی دارند. در بهار گرما و رطوبت جوانه‌ها را فعال می‌کند. آن‌ها نخست غذای خود را از برگ‌های قدیمی یا از غذای ذخیره شده درگیاه به دست می‌آورند، سپس طی یک تا چند هفته کاملاً رشد می‌کنند و غذای خود را می‌سازند. برگ‌های رشد کرده، گذشته از غذای خود، مقداری غذای اضافه نیز می‌سازند که برای مصرف یا ذخیره در سایر قسمت‌های گیاه انباشته می‌شود.

رنگ برگ در طی رشد از سبز روشن به سبز تیره تغییر می‌کند. سپس دیواره‌های سلول‌ها ضخیم تر می‌شود و استحکام برگ افزایش می‌یابد. با نزدیک شدن فصل سرما و فرارسیدن پاییز دگرگونی‌هایی در برگ درختان و درختچه‌های خزان‌کننده به وجود می‌آید. در محل اتصال دمبرگ به ساقه، لایه‌ای سلولی به نام لایه جداکننده شکل می‌گیرد. تشکیل لایه جداکننده مانع انتقال آب و مواد غذایی به برگ می‌شود. در نتیجه پس از مدتی برگ‌ها از لایه جداکننده آویزان می‌شوند و به زمین می‌افتند. رنگ سبز برگ‌ها در پاییز تغییر می‌کند و زرد، قرمز، نارنجی و ارغوانی می‌شود، زیرا برگها، گذشته از سبزینه (کلروفیل)، رنگدانه‌های دیگری نیز دارند. وجود این رنگدانه‌ها سبب می‌شود که آن‌ها پس از متوقف شدن عمل فتوسنتز(در فصل پاییز و زمستان) به رنگهای گوناگون دیده شوند چرا که کلروفیل‌ها در گیاهان خزان‌کننده در فصول خاصی از سال از بین می روند و رنگ نارنجی ویا قرمزی که در فصل پاییز دیده می‌شود به دلیل رنگیزه‌های دیگری نظیرکاروتن(نارنجی) و لیکوپن(قرمز)وگزانتوفیل و... می‌باشد.. قارچ‌ها و باکتری‌ها برگ‌های افتاده بر زمین را تجزیه و مصرف می‌کنند.دقت کنید که هر موقع که نور به برگ نرسد فتوسنتز و چرخهٔ کالوین در برگ متوقف می‌شود .

شکل ظاهری برگ‌ها[ویرایش]

Leaf22.JPG

شکل ظاهری برگ‌ها بسیار متنوع است. آن‌ها به شکلهای دایره ٬بیضی ٬نیزه٬پر٬پنجه٬قلب و بسیاری شکلهای دیگر هستند، اما در مجموع می‌توان آن‌ها را به سه گروه تقسیم کرد: برگ‌های پهن، برگ‌های باریک و برگ‌های سوزنی. غیر از این سه گروه بعضی گیاهان مانند سروکوهی برگ‌های پولک مانند دارند. شکل برگ گیاهان یکی از راه‌های مهم شناسایی نوع گیاه است.طول بیشتر برگ‌ها میان ۲.۵ تا ۳۰ سانتی‌متر است. اما برگ بعضی از گیاهان بسیار بزرگ است. مثلاً طول بعضی از برگ‌های نوعی نخل آفریقایی به ۲۰ متر هم می‌رسد. قطر نوعی از برگ‌های شناور که در مرداب‌های آمریکای جنوبی می‌رویند، به ۸/۱ متر می‌رسد. همچنین در مرداب انزلی، قطر برگ‌های دایره‌ای نیلوفر آبی گاه بیش از ۵۰ سانتیمتر است. برگ بعضی از گیاهان بسیار کوچک است.تعداد برگ‌های گیاهان گوناگون نیز متفاوت است. گیاهانی مانند گندم و ذرت دارای چند برگ هستند. درختان کهنسال نارون صدها هزار برگ دارند. بعضی از گیاهان تنها یک برگ دارند.برگ‌ها یا ساده هستند یا مرکب. برگی که یک پهنک داشته باشد برگ مرکب است. پهنک‌های برگ مرکب را برگچه می‌نامند.برگچه‌های برگ مرکب به صورت پر یا پنجه روی ساقه قرار می‌گیرند. در آرایش نوع پر، برگ‌ها شبیه شانه‌ای دو طرف رگبرگ اصلی جای می‌گیرند، مانند برگ درخت گردو و زبان گنجشک. بچه‌های برگ‌های مرکب پنجه‌ای از انتهای دمبرگ می‌رویند، مانند برگ شبدر. در بعضی از گیاهان، برگچه‌ها به برگچه‌های کوچک‌تری تقسیم می‌شوند. این برگ‌ها را برگ مرکب دوگانه می‌نامند مانند برگ هویج و شبت (شوید).لبه و طرح رگبرگ‌های پهنک برگ‌ها گوناگون است. بعضی پهنک‌ها دارای لبه صاف، بعضی دانه دار و بعضی کنگره‌دار هستند.لبه بیشتر برگ‌های باریک و سوزنی صاف است. لبه پهنک بیشتر گیاهانی که در منطقه اقلیمی استوایی و نیمه استوایی می‌رویند نیز صاف است. لبه پهنک درختانی مانند، پرتقال، نارون و گیلاس دانه دار است و روی آن‌ها روزنه‌هایی وجود دارد. بخشی از آب اضافی گیاه از راه این روزنه‌ها خارج می‌شود. لبه برگ بعضی از گیاهان، مانند توت سفید و بلوط جنگلی، کنگره‌دار است.

فایده‌های برگ[ویرایش]

برگ‌ها نقش بسیار مهمی در چرخه غذایی جانوران و انسان دارند. بسیاری جانوران، مانند گاو و گوسفند و بز، از گیاهان تغذیه می‌کنند. جانوران گوشتخوار نیز با تغذیه از جانوران گیاهخوار به‌طور غیر مستقیم به گیاهان وابسته هستند.

استفاده از انواع سبزی‌ها به صورت خام و پخته بخشی از نیاز غذایی انسان‌ها را برطرف می‌کند. انسان از برگ گیاهان استفاده‌های دیگری نیز می‌کند. مثلاً با خشک کردن برگ بوته چای، چای تهیه می‌کند و از برگ‌های روغن دار انواع روغن‌ها را می‌سازد. از برگ‌های آویشن برای خوش طعم ساختن غذا، از برگ درخت اوکالیپتوس و بسیاری از گیاهان دیگر برای تهیه داروها و از برگ توتون در ساختن سیگار استفاده می‌کند.شکل، رنگ و طرح برگ‌ها الهام بخش هنرمندان در نقاشی و عکاسی بوده‌است.جمع‌آوری و خشک کردن برگ‌ها نیز از سرگرمی‌های سودمند است.

تاریخچه ی میکروسکوپ نوری 

پنجشنبه 25 بهمن 1397, 20:51:00

یخچه[ویرایش]

در حدود سال ۱۶۵۰ میلادی دانشمندان با این شیشه‌های منحنی به چیزهای خیلی کوچک نگاه کردند و به دقت به بررسی آن‌ها پرداختند. اسم این شیشه‌ها را، که سطح منحنی داشتند، عدسی گذاشتند. زیرا شکل آن‌ها مثل دانه‌های عدس بود. معمولاً برای اینکه به چیزهای بسیار کوچک نگاه کنند، بیش از یک عدسی به کار می‌بردند و عدسی‌ها را در دو انتهای یک لولهٔ فلزی جا می‌دادند. اسم ین لوله را، با عدسی‌هایی که درون آن بود،میکروسکوپ گذاشتند.

میکروسکوپ از دو واژهٔ یونانی «میکرو» به معنی کوچک و «اسکوپ» به معنی دیدن، گرفته شده‌است؛ بنابراین میکروسکوپ یعنی دیدن ذرات کوچک. یکی از موجودات کوچک زنده که دانشمندان بیش از همه آن را مورد مطالعه قرار دادند، کک بود.

قبل از اختراع میکروسکوپ در اواسط قرن هفدهم، مشاهدهٔ سلول مقدور نبود، زیرا سلول واحد بسیار کوچکی است که با چشم غیر مسلح، قابل رویت نیسترابرت هوک اول بار در سال ۱۶۶۵ زیر میکروسکوپ ابتدایی که خود ساخته بود، سلول‌های مرده را در برش‌های چوب پنبه مشاهده کرد. این سلول‌های تو خالی و متصل به هم، شکل لانهٔ زنبور داشتند و هوک آن‌ها را «سلول» نامید که در زبان لاتین مفهوم اتاق کوچک دارد.

میکروسکوپ‌های نوری قدیمی‌ترین نوع میکروسکوپ‌ها هستند که شکل فعلی آن‌ها در قرن ۱۷ اختراع شد. احتمالاً مؤثرترین آن‌ها توسط رابرت هوک ساخته شد که به صورت شیشه‌های کوچک نصب شده در یک صفحه فلزی بود که نزدیک چشم نگه‌داشته می‌شد و از روشنایی روز برای دیدن نمونه بهره می‌برد. انواع دیگر میکروسکوپ‌های اولیه تصویر واضحی فراهم نمی‌کردند؛ تا سدهٔ نوزدهم که میکروسکوپ‌های ترکیبی، نسبت به میکروسکوپ‌های تک‌لنزی، به برتری تکنیکی دست یافتند. استفاده از میکروسکوپ‌های ترکیبی ساده‌تر بود و به واسطهٔ پیشرفت در تکنولوژی طراحی، قدرت تفکیک بهبود یافته و نقص‌های عدسی‌ها کاهش یافت. در سال ۱۸۷۶ تئوری تشکیل تصویر اب (Abbé) نشان داد که طول موج نور، محدودیتی در حدود ۰/۲ میکرومتر بر قدرت تفکیک اعمال می‌نماید. در این مرحله، دستگاه تقریباً در حد کمال خود بود و از ۱۹۰۰ به بعد بیش‌تر پیشرفت‌ها، عمدتاً در تکنیک‌های مورد استفاده، روش‌های روشنایی و راه‌های بهبود کنتراست بوده‌است.[۱]

اختراع میکروسکوپ تحول بزرگی در علم زیست‌شناسی بوجود آورد. با به‌کارگیری این ابزار قوی، بشر توانست ذراتی را که با چشم دیده نمی‌شوند مشاهده کند

یک سلول جانوری را در نظر بگیرید که قطر متوسط آن بین ۱۰ تا ۲۰ میکرون است، این سلول ۵۰ بار کوچکتر از ریزترین جسم قابل روییت با چشم غیر مسلح است؛ بنابراین تنها با اختراع میکروسوپ نوری بود که آدمی توانست سلول را ببیند.

در ابتدا تصویرها از نور در میکروسکوپ توسط دوربین‌های عادی تولید می‌شدند اما با پیشرفت در زمینهٔ سنسورهای [سیماس] و باتری‌های [CCD] سیستم ضبط تصاویر دیجیتال شد. اکنون میکروسکوپ‌های دیجیتالی هستند که تصویر یک نمونه را به‌طور مستقیم ضبط و بدون نیاز به عدسی بر رو صفحه رایانه نشان می‌دهند. در عصر حاضر نمونه‌های پیشرفته‌تری وجود دارند که از نور نامرئی استفاده می‌کنند که می‌توان به میکروسکوپ الکترونی روبشی و میکروسکوپ الکترونی عبوری و میکروسکوپ پرآب پویشی اشاره کرد. در سال ۲۰۱۴ جایزه نوبل شیمی به [ویلیام اسکو مورنر] برای توسعهٔ میکروسکوپ فلورسانس در مقیاس نانو اعطا شد.

انواع[ویرایش]

دو دسته اصلی میکروسکوپ نوری وجود دارد که عبارتند از میکروسکوپ ساده و مرکب. میکروسکوپ ساده میکروسکوپی است که از یک عدسی یا ترکیب بهم چسبیده عدسی‌ها

نحوه کار یک میکروسکوپ ساده

نحوه کار یک میکروسکوپ ساده

برای بزرگنمایی استفاده می‌کند درحالی که میکروسکوپ مرکب از چندین عدسی برای بزرگنمایی استفاده می‌کند.

نوع دیگری از میکروسکوپ‌های نوری وجود دارد که از یک دوربین دیجیتال برای ضبط تصاوی استفاده می‌کنند.

میکروسکوپ ساده[ویرایش]

میکروسکوپ ساده از یک عدسی یا ترکیب بهم چسبیده عدسیها استفاده میکند.این میکروسکوپ به بیننده یک تصویر مجازی بزرگتر از جسم می‌دهد. معمولاً بزرگنمایی این عدسی‌ها تا 25 برار است و قدرت تشخیص ذرات 10 میکرون را دارا می‌باشند. نمونه‌های از این میکروسکوپ‌ها عبارتند از : ذره بین ها،[لوپ ها] (عدسی‌هایی که برای بزرگنمایی جواهرات استفاده می‌شود) و عدسی‌های تلسکوپ ها.

نحوه کار یک میکروسکوپ مرکب

نحوه کار یک میکروسکوپ مرکب

میکروسکوپ مرکب[ویرایش]

این نوع میکروسوپ از ترکیب چند عدسی استفاده می‌کند. معمولاً دارای ۲ عدسی است یک عدسی شیئی و دیگری عدسی چشمی. فاصله کانونی عدسی شیئی بسیار کم می‌باشد (کمتر از یک سانتی‌متر) اما فاصله کانونی عدسی چشمی درحدود چند سانتی‌متر می‌باشد. عدسی شیئی نزدیک جسم برای متمرکز کردن نور و واضح کرن تصویر واقعی و یک یا چند عدسی ترکیبی برای بزرگ کردن تصویر حاصل از عدسی اول. تصویر حاصل از عدسی دوم مجازی است. در این میکروسکوپ امکان تنظیم بزرگنمایی‌های دلخواه با استفاده از عدسی‌های مختلف وجود دارد

در عصر حاضر برای هر کاربرد خاص در پزشکی، صنعت، علوم نوعی میکروسکوپ اختراع شده که تعدادی از آن‌ها عبارتند از:

۱-میکروسکوپ استریو[ویرایش]

استریو میکروسکوپ یا استریوسکوپ یک نوع میکروسکوپ چشمی است که برای مشاهدهٔ نمونه تحت بزرگنمایی اندک، معمولاً با استفاده از نور منعکس شده از منبع یک شیء تا انتقال نور از میان آن، استفاده می‌شود. این دستگاه از دو مسیر چشمی متفاوت با دو عدسی چشمی و شیئی استفاده می‌کند تا زوایای مشاهدهٔ اندکی متفاوت برای چشم‌های چپ و راست فراهم شود. این نظم یک بصری‌سازی سه بعدی از نمونهٔ بررسی شده فراهم می‌کند. استریو میکروسکوپ با ماکروفتوگرافی برای ثبت و بررسی نمونه‌های جامد با توپوگرافی پیچیدهٔ سطح هم پوشانی دارد، از آن جایی که در ماکروفوتوگرافی نیز یک نمای سه بعدی برای آنالیز جزییات لازم است. استریو میکروسکوپ اغلب برای مطالعهٔ سطوح نمونه‌های جامد یا برای انجام کار از فاصلهٔ نزدیک نظیر تشریح، میکرو جراحی، ساعت‌سازی، ساخت تختهٔ مدار و سطوح شکسته همانند با سطوح در شکست نگاری و مهندسی قانونی استفاده می‌شود؛ بنابراین به مقدار زیادی در صنعت ساخت برای ساختن، بررسی و کنترل کیفی استفاده می‌شوند.

استریوسکوپ‌ها ابزاری لازم در حشره‌شناسی به‌شمار می‌روند. استریوسکوپ را نباید با میکروسکوپ ترکیبی اشتباه گرفت که مجهز به دو عدسی چشمی و یک دوربین دو چشمی است.

استریو میکروسکوپ

استریو میکروسکوپ

در چنین میکروسکوپی، هر دو چشم یک تصویر را می‌بینند، به‌طوری‌که دو عدسی چشمی نمای درشت تری ایجاد می‌کنند

تا برای چشم راحتی به همراه آورد. گرچه، تصویر در چنین میکروسکوپی به نسبت آنچه که از یک عدسی چشمی تک چشمی به دست می‌آید، متفاوت نیست.

میکروسوپ پلاریزان یکی از انواع ویژه میکروسکپ‌های نوری است که با استفاده از نور پلاریزه برای مطالعه مقاطع نازک، صیقلی (و یا هردو) در آزمایشگاه‌های کانی‌شناسی، سنگ‌شناسی، فسیل‌شناسی، مینرالوگرافی، کانه آرایی و صنایع سیمان به کار برده می‌شود.

میکروسکوپ پلاریزان یک دستگاه اندازه‌گیر نوری برای آزمایشات جزئی نمونه‌ها است. به‌علاوه برای نورهای میکروسکوپ استاندارد یک پلاریزور در کندانسور و یک اسلایدر در لامپ بالای عدسی شیئی وجود دارد که هر دو دارای قابلیت چرخش پذیری، درجه‌بندی و نصب روی دستگاه هستند. نمونه‌ها بوسیله نور پلاریزه روشن می‌شوند و چرخش این نورها می‌تواند آنالیز شود. میکروسکوپ پلاریزان مخصوصاً برای مطالعات مواد با انکسار مضاعف مانند کریستال‌ها و مواد بدون کریستال کشیده شده مناسب است. بطور گسترده‌تری از این وسیله برای میکروسکوپی‌های شیمیایی و کانی‌شناسی‌های نوری استفاده می‌شود. نمونه‌های موجود با یک متغیر سریع و صفحه چرخنده و درجه‌بندی شده مجهز می‌شود. اسلایدر بالایی شامل لنزهای Bertrand برای مشاهده تلسکوپی عناصر لنزهای عدسی شیئی است. در نهایت این میکروسکوپ برای مطالعات معمول بسیار مناسب است.

در بسیاری از مطالعات میکروسکوپی مثل مطالعه سنگ‌ها، مواد شیمیایی کریستالی و بسیاری از ترکیبات آلی مثل ساختمان کراتین، عضلات، کلاژنها نیاز به استفاده از میکروسکوپهای پلاریزان می‌باشد. جز اینها در مطالعات میکروسکوپی پلاریزان نور پلاریزه می‌باشد.

نور پلاریزه[ویرایش]

نور معمولی متشکل از فوتونها هستند دارای بردارهای الکتریکی و مغناطیسی عمود برهم می‌باشند. این دو میدان بطور سینوسی در حال نوسان می‌باشند و در ضمن در جهت عمود بر صفحه دو میدان یا صفحه ارتعاشات این دو منتشر می‌شوند. ارتعاشات میدان الکتریکی نور غیر پلاریزه در یک نقطه در همه جهات می‌باشد. اکثر مواد شیشه‌ای و بسیاری از مواد دارای این ویژگی هستند که وقتی یک دسته پرتو نوری به آن‌ها وارد شود در آن صورت سرعت انتشار و نحوه انتشار نور در جهات مختلف در آن‌ها مشابه و یکسان می‌باشد و تنها تغییری که در نحوه حرکت دسته پرتو ضمن عبور از این مواد حاصل می‌شود آن است که بر اساس قوانین اسنل مسیر و جهت آن‌ها نسبت به قبل از ورودشان به آن ماده تغییر می‌کند. اینگونه مواد را مواد ایزوتروپیک (isotropic) می‌نامند. مواد ایزوتروپیک در همه جهات دارای ضزیب شکست مشابه هستند.

بعضی مواد شفاف و نیمه شفاف دارای دو ضریب شکست می‌باشند، یعنی نحوه انتشار نور در داخل این مواد در جهات مختلف متفاوت است. وقتی که یک دسته پرتو نوری به داخل این گونه مواد وارد می‌شود اگر نور غیر پلاریزه باشد در آن صورت به دو دسته پرتو تقسیم می‌شود. این دو دسته پرتو در جهات عمود برهم حرکت می‌کنند و ارتعاشات میدان الکتریکی آن‌ها کاملاً برهم عمود می‌باشد. هر دسته پرتو به نام نور پلاریزه شده و صفحه ارتعاش آن‌ها را صفحه پلاریزاسیون می‌نامند. موادی که دارای این چنین خاصیتی هستند به نام مواد غیر ایزوتوپ می‌نامند. بعضی مواقع نیز اینگونه مواد را مواد با ضریب شکست دوگانه می‌نامند. در بررسیهای پلاریزاسیون لازم است که ما نور پلاریزه داشته باشیم این عمل را بوسیله یک صفحه پلاریزور می‌توان انجام داد. نور خارج شده از صفحه پلاریزور یک نور پلاریز است. میدان الکتریکی این فوتونها تنها در امتداد محور پلاریزاسیون صفحه پلاریزور ارتعاش می‌نماید.

۳-میکروسکوپ فاز کنتراست[ویرایش]

هدف از این میکروسکوپها قابل دیدن نمونه‌هائی است که موجب تغییر قابل توجهی در شدت (دامنه) نور عبوری از آن مثل حالت نمونه‌های رنگ آمیزی شده نمی‌باشد. تنها تغییری که اجزاء مختلف این‌گونه نمونه‌ها بر روی نور عبوری بوجود می‌آورند آن است که موجب تغییر در فاز آن‌ها می‌شود. به عبارت دیگر در روش‌های میکروسکوپهای معمولی سیستم ساختمانی نمونه به گونه‌ای است که اجزاء مختلف آن دارای خاصیت جذب متفاوت نور برخوردی به آن‌ها می‌باشد و بدین لحاظ نور عبور کرده از نمونه در قسمت‌های مختلف دارای شدتهای مختلفی می‌باشند که این تغییر در شدت بستگی به مقدار جذب در قطعات و اجزاء مختلف نمونه وارد و بنابراین ناحیه‌ای که جذب کمتر اتفاق می‌افتد تصویر شیئی روشنتر و بخش‌های با جذب بیشتر تاریکتر مشاهده می‌شوند. در این نمونه‌ها تصویر از نور عبور نموده از نمونه تشکیل می‌شود. بسیاری از نمونه‌ها شدت نور عبور نموده را تغییر چندانی نمی‌دهند و لیکن اجزاء مختلف موجب تغییر فاز نور عبور نموده از آن‌ها می‌شوند و لیکن با توجه به آنکه چشم حساس به فاز یا تغییر فاز نمی‌باشند لذا بایستی به نحوی این تغییر فاز را قابل مشاهده نمائیم؛ بنابراین هدف از میکروسکوپ فاز کنتراست تبدیل تغییر فاز به تغییر دامنه است که بتواند بوسیله چشم قابل مشاهده شود.

دیاگرام میکروسکوپ فاز کنتراست (تضاد)

دیاگرام میکروسکوپ فاز کنتراست (تضاد)

میکروسکوپ فاز کنتراست

میکروسکوپ فاز کنتراست

وقتی که نور از کندانسور عبور نموده و به شیئی برخورد نماید در آن صورت به دلیل پدیده تفرق حاصله در اثر جسم طیف تفرق یافته در پشت عدسی چشمی حاصل می‌شود. با توجه به آنکه جسم مثل یک شبکه متفرق‌کننده عمل می‌نماید در آن صورت تصویر در این شبکه در اثر تفرق در پشت عدسی چشمی ایجاد می‌شود. تصویر حاصله که نشان دهنده جزئیات جسم است در اثر ترکیب نور متفرق شده و نور عبور نموده بدون تفرق ایجاد می‌شود. به علت آنکه بین نور متفرق شده و نور عبور نموده بدون تفرق ایجاد می‌شود. به علت آنکه بین نور متفرق شده و نور مستقیم اختلاف فاز وجود دارد لذا این دو نوع پرتو با همدیگر ترکیب شده و تداخل انجام می‌شود و در نتیجه اختلاف فاز این دو نوع نوز ایجاد تغییر در دامنه یا شدت نور در صفحه تصویر می‌نماید. میکروسکوپهای فاز – کنتراست بگونه‌ای طراحی شده‌اند که تغییر فاز حاصله در اثر وجود نمونه و تغییر فاز در اثر تغییر ضریب شکست در اجزاء مختلف آن این تغییر فاز به تغییر شدت تبدیل شود.

۴-میکروسکوپ فلورسانس[ویرایش]

انواع خاصی از میکروسکوپ نوری که منبع نور آن پرتوهای فرابنفش است. برای مشاهده نمونه زیر این میکروسکوپ‌ها بخش‌ها یا مولکول‌های ویژه داخل سلول با مواد فلورسانت یا نورافشان رنگ آمیزی می‌شوند. زمانی هدف تشخیص پروتئین‌های خاص یا جایگاه آن‌ها در سلول باشد، روش‌های معمولی رنگ آمیزی که پروتئین‌ها را به‌طور عام رنگ می‌کنند قابل استفاده نیست. برای رنگ آمیزی اختصاصی، معمولاً از پادتن‌های اختصاصی متصل به مواد فلورسانت استفاده می‌شود. مواد فلورسانت نور را در طول موج فرابنفش جذب می‌کنند و در طول موج بلندتری در طیف مرئی تابش می‌کنند. تصویری که دیده می‌شود حاصل نور تابش شده از نمونه است. رودامین و فلورسئین دو نوع از رنگ‌های معمول فلورسانت هستند که به ترتیب نور قرمز و سبز از خود تابش می‌کنند.

تصویر فلوئورسانس میکرو کره‌ها در میکروسکوپ فلوئورسانس

۵-میکروسکوپ زمینه تاریک[ویرایش]

در میکروسکوپ زمینه تاریک نور حامله از منبع نوری به شکل مخروط در می‌آید و انوار از اطراف به نمونه تابیده می‌شود این کار توسط کندانسور خاص این میکروسکوپ انجام می‌گیرد. در نتیجه تصویر نمونه به صورت روشن در یک زمینه تاریک مشاهده می‌شود. استفاده از میکروسکوپ زمینه سیاه برای مشاهده حرکت باکتری معمول است

منبع تغذیه نور در این نوع میکروسکوپ نور مرئی می‌باشد و با ایجاد انکسار نور توسط آئینه‌های محدب و مقعر شیء یا نمونه مورد بررسی، شفاف و نورانی در زمینه سیاه دیده می‌شود.

مقایسه با میکروسکوپ فاز کنتراست[ویرایش]

در سیستم میکروسکوپ فاز کنتراست تفاوت اختلاف راه ایجاد شده که موجب تداخل می‌شود منحصراً در اثر ماهیت نمونه می‌باشد. این در حالی است که در سیستم میکروسکوپ‌های تداخلی عمل تداخل منحصراً بوسیله نمونه ایجاد نمی‌شود، بلکه اختلاف راه حاصله مربوط به سیستم ساختمانی در میکروسکوپ است که در اثر چگونگی قرار گرفتن اجزاء ایجاد می‌شود؛ بنابراین موقعی که ماهیت نمونه به گونه‌ای باشد که نتواند به حد کافی موجب ایجاد تداخل شود در آنصورت می‌توان این عمل را بسادگی با استفاده از میکروسکوپهای تداخلی انجام داد. استفاده از میکروسکوپهای فاز کنتراست بعضی مواقع موجب آرتی‌فکتهائی می‌شود که این مشکل در سیستم‌های میکروسکوپ تداخلی واقع نمی‌شود. میکروسکوپهای تداخلی حتی می‌تواند برای نمونه‌های غیر شفاف (نمونه‌های رنگ شده) بکار رود و وضوح تصویر بسیار خوب باشد. تصویرهای حاصله با میکروسکوپهای تداخلی دارای حالت شبه سه بعدی تا حدی مشابه میکروسکوپهای الکترونی می‌باشد. در این نوع میکروسکوپ معمولاً نوارهای تداخلی کناره‌های تصویر بخاطر اثر هال ظاهر نمی‌شود.

پرونده:Dark field and phase contrast microscopies.ogv

مقایسه کار میکروسکوپ فاز کنتراست و زمینه سیاه

عمق میدان وضوح در میکروسکوپهای تداخلی دو تا سه برابر بیشتر از میکروسکوپهای فاز کنتراست می‌باشد. در صورت استفاده از نور تکرنگ روشنائی تصویر در میکروسکوپهای تداخلی بیشتر از میکروسکوپهای فاز کنتراست می‌باشد. در این نوع میکروسکوپها در صورتی که اختلاف فاز ایجاد شده حتی برابر چندین طول موج هم باشد باز هم تصویر دارای وضوح زیاد است و لذا نمونه با ضخامت حدود mm 5/0 هم باز قابل مشاهده با این میکروسکوپها هستند، در حالی که میکروسکوپ فاز کنتراست برای نمونه‌های بسیار نازک حدود 10 [null میکرون] یا کمتر می‌باشند به گونه‌ای که موجب اختلاف فاز زیاد نشوند.

۶-میکروسکوپ نوری کنتراست تداخلی – افتراقی[ویرایش]

روش میکروسکوپی کنتراست تداخلی – افتراقی (DIC) که با نام کنتراست تداخلی نومارسکی نیز شناخته می‌شود، تکنیکی برای افزایش کنتراست نمونه‌های رنگ نشده و شفاف است. روش DIC برپایهٔ اصول تداخلی استوار است و قادر است اطلاعاتی در مورد طول مسیر اپتیکی نمونه بدست آورد. در میکروسکوپ DIC، قطبش‌های نور یک منبع نور قطبیده به دو بخش متقابلاً همدوس و دارای قطبش عمود برهم جداسازی می‌شود. سپس این پرتوها با عبور از لنز متراکم‌کننده، در نقاطی بسیار نزدیک به هم (حدوداً ۰٫۲ میکرومتر) بر روی نمونه کانونی می‌شوند. به عبارت دیگر مکان کانونی شدن پرتوهای با قطبش مختلف، با وجود داشتن همپوشانی کلی با یکدیگر، بایستی دارای مقدار کمی انحراف باشد. این پرتوها در مکان‌هایی که در ضخامت یا ضریب شکست متفاوت هستند، مسیرهای نوری مختلفی را طی می‌کنند. به دلیل تأخیر ایجاد شده در نور بر اثر عبور از مواد با چگالی اپتیکی بالاتر، در فاز یک پرتو نسبت به دیگری تغییر ایجاد می‌شود. در این حالت در صورتی که به هریک از پرتوها به صورت مستقل نگاه شود، تصویر زمینه روشن نمونه بدست خواهد آمد. با این وجود در این تصویر قسمت‌های نامرئی برای چشم انسان قابل مشاهده نخواهند بود. این قسمت‌های نامرئی با استخراج اطلاعات فازی پرتوها قابل دریافت خواهد بود. به همین دلیل، پرتوها با عبور از لنز شیئ و بازترکیب در یک منشور ولاستون، دارای قطبش یکسان می‌شوند. در این حالت می‌توان به وسیله پدیده تداخل اطلاعات فازی پرتوها را استخراج کرد. ]

۷-میکروسکوپ دیجیتال[ویرایش]

یک میکروسکوپ دیجیتال، میکروسکوپی است که دارای یک دوربین دیجیتال کوچک (cmos) است و به یک رایانه متصل می‌شود. تصاویری که از طریق چشمی میکروسکوپ دیده می‌شوند، می‌توانند بر روی نمایشگر رایانه به نمایش درآیند و بر روی هارد دیسک در قالب یک تصویر (در فرمت‌های متفاوت) یا به عنوان ویدئو ذخیره شوند.

یک میکروسکوپ دیجیتال با بزرگنمایی ۱۰۰ برابر

یک میکروسکوپ دیجیتال با بزرگنمایی ۱۰۰ برابر

محققان و پژوهشگران علم و صنعت در خصوص میکروسکوپ‌های دیجیتال، مزایای بی‌شماری را برای میکروسکوپ‌های معمولی برشمرده‌اند. در وهله اول اینکه، برای بررسی دقیق می‌توان تصاویر را ذخیره یا چاپ نمود.

از یک میکروسکوپ دیجیتال چندین نفر هم‌زمان می‌توانند استفاده کنند

از یک میکروسکوپ دیجیتال چندین نفر هم‌زمان می‌توانند استفاده کنند

علاوه بر این، زمانی که تصاویر از طریق میکروسکوپ دیجیتال دیده می‌شوند می‌توان بر روی صفحه کامپیوتر با استفاده از تکنولوژی وب آن تصویر را به‌طور هم‌زمان به چند نفر در مکانهای مختلف جهت بررسی تصویر نشان داد.

همچنین این میکروسکوپ‌ها فوایدی برای معلمان و استادان دارد. تمام کلاس درس می‌توانند به‌طور هم‌زمان در هنگامی که دوربین به یک کامپیوتر و دیتا پروژکتور/ تخته هوشمند متصل است به تماشای نمونه آزمایش بنشینند. این امر موجب صرفه جویی در زمان گشته و مارا از اینکه همه دانش‌آموزان می‌توانند آن نمونه را مشاهده کنند، مطمون می‌سازد. تصاویر را می‌توان برای استفاده‌های بعدی ذخیره کرد و همچنین با استفاده از نرم‌افزارهای مخصوص، می‌توان اندازه‌گیری نموده و در طول زمان تغییرات را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.

یک میکروسکوپ معمولی را می‌توان به سادگی با افزودن چشمی دیجیتال تبدیل به یک میکروسکوپ دیجیتال کرد. چشمی دیجیتال شامل یک دوربین کوچک دیجیتالی است که جایگزین چشمی استاندارد میکروسکوپ می‌گردد و سپس از طریق USB به رایانه متصل می‌گردد.

معرفی کتاب 

یکشنبه 14 بهمن 1397, 08:12:00

کتاب اوریگامی کتاب علمی برای نوجوانان

دریاهای ایران فرصتی برای تولید غذا 

چهارشنبه 10 بهمن 1397, 11:36:00

سواحل و دریاهای ایران، فرصتی برای تولید غذا

 

در پیام وزیر جهاد کشاورزی به همایش آبزی‌پروری آمده است: رشد سالانه ۸ درصدی پرورش آبزیان نشان از پایداری این صنعت دارد.

به گزارش عیارآنلاین، امروز در مراسم افتتاحیه نخستین کنفرانس و نمایشگاه‌ بین‌المللی آبزی‌پروری با همکاری انجمن جهانی آبزی پروری، حسن صالحی رئیس سازمان شیلات به قرائت پیام محمود حجتی وزیر جهاد کشاورزی به مناسبت این کنفرانس پرداخت.

در این پیام امده است دنیای امروز ما با ۳ چالش عمده کاهش آب شیرین در دسترس، کمبود غذا و تخریب محیط زیست مواجه است.

روزانه انسان‌های زیادی در جهان به واسطه کمبود مواد غذایی می‌میرند و نرخ مرگ و میر ناشی از کمبود غذا با افزایش جمعیت شدت می‌گیرد.

برای مقابله با چالش‌های بزرگ بشر می‌بایست شیوه‌های جدیدی را به کار گیرد تا میزان تولید مواد غذایی را افزایش دهیم، در حالی که تولید گوشت قرمر و محصولات کشاورزی با برخی مسئولیت‌ها روبروست، ظرفیت دریاها که نزدیک به ۷۵ درصد سطح کره زمین را اشغال نموده، یکی از توانمندی‌های بالقوه برای تامین غذا در دست بشر قرار داده است.

براساس گزارش سازمان خوار و بار کشاورزی ملل متحد، صید جهانی آبزیان به حدی رسیده که با شیوه‌های کنونی مدیریت ذخایر نمی‌توان تولید بیشتری را انتظار داشت.

از سوی دیگر تقاضا برای ماهی و دیگر غذاهای دریایی رو به فزونی است.

طی ۲ دهه اخیر پرورش آبزیان با رشد سالانه حدود ۸ درصد سریعترین و با ثبات‌ترین نرخ رشد را در تولید مواد پروتئینی در جهان داشته است.

در سال ۲۰۱۳ میلادی، میزان تولید ابزیان پرورشی به ۹۲ میلیون تن رسید که شامل ۲۵ میلیون تن گیاهان آبزی و ۷۲ میلیون تن جانواران آبزی است.

چین به تنهایی نیمی از تولیدات آبزیان را به خود اختصاص داده است، کشورهایی مانند اندونزی، هند، ویتنام و فیلیپین از جمله بزرگترین آبزیان پرورشی در جهان محسوب می‌شوند.

رتبه ایران در بین تولیدکنندگان آبزیان پرورشی در سال ۲۰۱۳ میلادی، ۱۹ بوده است. در حالی که سواحل و دریاها پتانسیل تبدیل به یک منبع اصلی ایجاد مشاغل جدید را دارا می‌باشند می‌توان با اتخاذ استراتژی‌های توسعه‌ای مناسب راه را برای رسیدن به اهدافی نظیر تولید غذای کیفی و کمی در راستای امنیت غذایی و ایجاد اشتغال مولد همراه نمود.

در پیام وزیر جهاد کشاورزی آمده است: جمهوری اسلامی ایران با دارا بودن امکانات فراوان آبی در بخش‌های صید و صیادی و آبزی پروری توانسته است، طی سالهای اخیر رشد بسیار سریعی را در تولدی آبزیان تجربه نماید.

حاصل این تجربه کسب مقام اول صید تون‌ ماهیان در غرب اقیانوس هند و مقام نخست تولید قزل‌آلای رنگین کمان در آب شیرین در جهان است.

همچنین ایران یکی از کشورهای اصلی تولید کننده میگوی پرورشی در منطقه بوده و با دارا بودن اراضی مستعد، قابلیت پورش این آبزی را در شمال و جنوب کشور دارد.

وزیر جهاد کشاورزی در پیام خود آورده است: در راستای ابتکار اخیر سازمان خوار و بار کشاورزی ملل متحد موسوم به رشد آبی، ایران به عنوان کشور پیشرو در منطقه برای اجرای برنامه مورد نظر فائو انتخاب شده است. توجه به این برنامه می‌تواند بستری را برای تحقق توسعه همه جانبه و پایدار با محوریت دریا در اقتصاد کشور آماده نمایند. توسعه پرورش ماهی در قفس یکی از این برنامه‌ها است.

براساس سنجش ظرفیت، آبهای شمالی و جنوبی کشور از ظرفیت بالقوه مناسبی برای توسعه و پرورش ماهیان دریایی برخوردار است و در این راستا می‌توان بیش از ۹۰۰ هزار تن ماهی را در قفس پرورش داد. دریای خزر با توجه به وسعت خطوط ساحلی ظرفیت پیش‌بینی اولیه پرورش ۳۰۰ هزار تن ماهی را دارا است. در آبهای خلیج فارس در پیش‌بینی اولیه می‌توان ۱۵۰ هزار تن از گونه‌های اقتصادی را در قفس‌های دریایی پرورش داد.

براساس وضعیت تولید ماهی در منابع آبهای داخلی و آبهای شمال و جنوب کشور و مجوزهای صادره می‌توان پیش‌بینی کرد که میزان تولید ماهی در صورت اجرای اقدامات حمایتی و زیر ساختی پیش‌بینی شده در برنامه ۵ ساله ششم ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۹ به ۲۰۰ هزار تن افزایش یابد.

در این صورت در افق ۱۴۰۴ امکان تولید ۴۰۰ هزار تن ماهی در قفس فراهم خواهد بود، برای اجرای طرح‌های پایلوت و الگویی، مطالعات تکمیلی مکان‌یابی، استقرار مجتمع‌ها، مطالعه و احداث اسکله‌های پشتیبانی ساحلی و تامین تجهیزات پشتیبانی پیش‌بینی‌های لازم به عمل آمده است.

بهره‌وری آب از دیگر مسائل مهم بخش کشاورزی است. کاهش شدید منابع آبی، توسعه بیش از پیش مکانیزاسیون و به کارگیری سایر فناوری‌های نوین را در آبزی‌پروری طلب می‌کند.

تلفیق فعالیت‌های زراعی باغی- با پرورش آبزیان ضمن تولید محصولات متنوع و با ارزش امکان بهره‌وری آب را به شکل مطلوب فراهم می‌کند. بکارگیری انواع لوازم و ادوات، سیستم‌های مداربسته، فناوری کشت آکوآتونیک همه در افزایش تولید در واحد سطح موثر و در نهایت موجب بهره‌وری بیشتر آب خواهند شد.

در این پیام آمده است: طی سال گذشته قریب به ۹۰۰ هزار تن انواع آبزیان در ایران تولید شده است که حدود ۷۲ هزار تن آن به کشورهای مختلف جهان از جمله اتحادیه اروپا، کشورهای همسایه و حاشیه خلیج فارس، جنوب شرقی آسیا و آمریکای شمالی صادر شده است.

با توجه به سیاستهای دولت و توافقات اخیر ایران با کشورهای ۱+۵، سرمایه‌گذاری در آبزی پروری به عنوان یکی از مناسب‌ترین فعالیتهای بخش کشاورزی محسوب می‌شود.

زمینه‌های پیش‌گفته در مورد پرورش ماهی در قفس در کنار ظرفیت‌های خوب و مطمئن دیگری در آبزی پروری، نظیر پرورش ماهیان خاویاری در نقاط ساحلی دریای خزر و سایر نقاط مناسب داخل کشور، پرورش میگو در نواحی ساحلی جنوب و تا حدودی شمال از دیگر زمینه‌های توسعه است.

معرفی اشکال و احجام هندسی و کاربرد انها 

چهارشنبه 03 بهمن 1397, 11:29:00


معرفی احجام هندسی

طراحی احجام اولیه اولین گام طراحی فرم های معماری است. این فرم ها ملموس و جذاب و بدون مخالف هستند و عموماً همه ی افراد جامعه به آن ها توجه می کنند. این فرم ها برای مناطق با آب و هوای بد بسیار مناسب هستند. با ما در آرل همراه باشید تا با هم این فرم ها را بشناسیم و بتوانیم به گونه ای معمارانه و اصولی آن ها را با هم ترکیب کنیم.
1) مکعب
مکعب خالص ترین فرم میان احجام است و تداعی کننده ی سکون و آرامش می باشد. این فرم برای طراحی فضاهایی که نیازمند آرامش و سکون هستند بسیار مناسب می باشد فضاهایی از قبیل مسجد، نمازخانه، عبادتگاه، کتابخانه، کلاس و ... بدیهی است که این فرم برای فضاهای پرهیجان و نیازمند تنوع فضایی مناسب نمی باشد. یعنی ترجیحاً فضاهایی مانند رستوران، گالری، بازار، مراکز خرید و ... نباید مکعبی طراحی شوند. باید توجه داشت که هر چه فرم مکعب ناخالص تر و خردتر باشد خاصیت خود را از دست می دهد. این فرم فرمی خودنما نیست و در کنار تمام فرم ها می تواند استفاده شود حتی فرم های کاملاً غیر هندسی. فرم مکعب در بناهایی که در کنار ابنیه ی باارزش ساخته می شود یا به عنوان حجمی الحاقی به بناهای دیگر مناسب ترین فرم می باشدمکعب فرمی بدون جهت است و نمادی برای بی جهتی و درون گرایی است. در صورتی که تمایل داشته باشیم در داخل مکعب فرم هایی به منظور افزایش پیچیدگی طراحی کنیم باید فرم داخلی را خرد و پیچیده در نظر بگیریم. این فرم در میان ادیان الهی مقدس ترین فرم می باشد و سمبل زمین و خانه نیز است.

2) مکعب مستطیل
این فرم با کشیدگی خالص خود تداعی مسیرهای حرکتی و فرم های ریتم دار و کاربری های تکراری را دارد. ضمناً این فرم برای قرارگیری در کنار فرم های دیگر بسیار مناسب است. عملکردهای مناسب این فرم عبارتند از: کلاس، تجاری، رستوران و اقامتی و هر گونه فضای تکرارپذیر. در این فرم با ایجاد انحنا در بدنه، تنوع زاویه ی دید آن افزایش می یابد

3) استوانه
فرم استوانه فرمی برون گراست و یا حتی کاملاً متمرکز با جهت رو به مرکز، این فرم مناسب فضاهایی که حضور انسانها در آن طولانی است، نمی باشد به همین دلیل برای فضاهایی از قبیل لابی، سالن عمومی، پذیرایی یک واحد مسکونی مناسب می باشد. اگر داخل فرم استوانه فضای مسکونی طراحی شده باشد عموماً داخل آن به مکعب هایی تقسیم شده است. معمارانی همچون ریچارد میر و تادئو آندو از این فرم هندسی و زیبا به وفور استفاده کرده اند. این فرم به علت انعطاف جداره ی بیرونی روحیه ای دلنشین و متمایز به حجم می دهد. این فرم برای طراحی آمفی تئاترها و استادیومهای ورزشی فرمی مناسب می باشد.

4) هرم
این فرم نمادین و پرداستان ترین فرم می باشد و بسیاری از فرقه ها آن را سمبل خود می دانند. این فرم گاه نماد قدرت و گاه نماد پایداری است. از سرزمین فراعنه تا اقوام مایاها و نیز در شرق دور همه و همه برای قدرت و اقتدار خود از آن استفاده کرده اند. از این فرم برای رساندن مفهوم ارتباط زمین و آسمان استفاده می کنند. این فرم تا زمان امروز نیز هنوز زیبایی و جذابیت خود را دارد. هرم معکوس از ناپایدارترین فرم هاست.


5) مخروط
این فرمها بعد از فرم هرم عموماً به عنوان گنبد و بام استفاده می شود و به صورت تنها و مستقل استفاده می شود. در اماکن مذهبی این فرم نماد اتصال انسان به آسمان است. مناسب است برای شروع طراحی فرم، احجام اولیه را کشید و سپس روی جداره های آن کار کرد و حتی قسمت هایی از آن ها را برش داد و یا حتی مجموعه ای از این فرم ها را که توسط معماران مختلف استفاده شده است را جمع آوری و روکش کرد. معمارانی که از احجام اولیه استفاده ی زیادی می کنند: مایکل گریوز، ماریوبوتا، تادئوآندو، ریچارد میر و ...
 

انواع انرژیهای تجدید پذیر 

دوشنبه 24 دی 1397, 07:55:00

۵۵ - ۳۰ خرداد ۱۳۹۴

معرفی انواع انرژی تجدیدپذیر

همه ی ما این را به خوبی می دانیم که ذخیره ی انرژی های طبیعی بر روی کره زمین در حال تمام شدن است و منابعی که انسان ها تا به امروز از آنها استفاده کرده اند دیر یا زود به اتمام خواهند رسید.

همه ی ما این را به خوبی می دانیم که ذخیره ی انرژی های طبیعی بر روی کره زمین در حال تمام شدن است و منابعی که انسان ها تا به امروز از آنها استفاده کرده اند دیر یا زود به اتمام خواهند رسید. تنها راه نجات برای نسل های آینده و بقای بشریت استفاده از انرژی های تجدیدپذیر است. در این بخش می خواهیم ۹ منبع انرژی مهم که خاصیت تجدیدپذیری دارند را به شما معرفی کنیم.

انرژی جزر و مد
 

۹ انرژی تجدیدپذیر که بقای بشریت به آنها وابسته است


انرژی جزر و مد شکلی از انرژی آبی است که از تبدیل انرژی جزر و مد به اشکال مفید انرژی – عمدتاً نیروی برق – به دست می‌آید. گرچه هنوز استفاده فراگیر نیافته اما انرژی جزر و مد می‌تواند منبع مناسبی برای تولید برق در آینده باشد. جزر و مد بهتر از انرژی باد و انرژی خورشیدی قابل پیش بینی است. در میان منابع انرژی تجدید پذیر، استفاده از انرژی جزر و مد همیشه با مشکل هزینه بالا و محدودیت در مکانهای با کشند شدید یا سرعت بالای جریان آب روبرو بوده است. با وجود این، بسیاری از پیشرفتهای اخیر هم در طراحی (مانند نیروگاه کشند دینامیکی، تالابهای کشندی) و هم در تکنولوژی توربین (مانند توربین‌های جدید محوری و کراس فلو) نشان می‌دهد که کل برق کشندی موجود ممکن است از آنچه تا پیش از این فرض می‌شد بسیار بیشتر باشد و ممکن است هزینه‌های اقتصادی و زیست محیطی به سطح قابل رقابتی کاهش یابد.

اولین نمونه تجاری ساخته شده از آن در ایرلند است. از نظر تاریخی آسیاب‌هایی که از انرژی کشندی بهره می‌گرفتند هم در اروپا وجود داشته‌اند و هم در سواحل شرقی آمریکای شمالی. آب ورودی در استخرهای بزرگی ذخیره می‌شدند و در هنگام فروکش کردن مد چرخ‌های آبی را به چرخش در می‌آوردند که از این نیروی مکانیکی برای آرد کردن غلات استفاده می‌کردند. تاریخ اولین آنها به قرون وسطی و حتی به روم باستان بر می‌گردد. تنها در قرن نوزدهم بود که فرایند استفاده از آب‌های ریزان و توربین‌های چرخان برای تولید الکتریسیته در آمریکا و اروپا معرفی شد. نیروگاه کشندی رانس اولین نیروگاه کشندی در مقیاس بزرگ است که در سال ۱۹۶۶ مورد بهره‌برداری قرار گرفت.
 


انرژی خورشیدی
 

۹ انرژی تجدیدپذیر که بقای بشریت به آنها وابسته است


انرژی خورشیدی به تبدیل نور خورشید به الکتریسیته، به صورت مستقیم و با استفاده از سامانه فتوولتاییک و یا غیرمستقیم، با استفاده از توان خورشیدی متمرکز، گفته می‌شود. سامانه‌های توان خورشیدی متمرکز، از عدسی و آینه و سامانه‌های ردیاب، برای متمرکز کردن نور خورشید استفاده می‌کنند. همچنین سامانه‌های فتوولتاییک، با استفاده از اثر فوتوالکتریک، نور را به جریان الکتریکی تبدیل می‌کنند. نیروگاه‌های توان خورشیدی متمرکز، در دهه ۱۹۸۰ ایجاد شدند. به گزارش برق نیوز بزرگ‌ترین نیروگاه خورشیدی جهان، با توان ۳۵۴ مگاوات در بیابان موهاوی قراردارد. نمونه‌هایی از استفاده از توان خورشیدی در ایران، نیروگاه خورشیدی یزد و نیروگاه خورشیدی شیراز هستند.
 


سی ان جی
 

۹ انرژی تجدیدپذیر که بقای بشریت به آنها وابسته است


گاز طبیعی فشرده یا سی‌ان‌جی سوختی است که عمدتا به عنوان جایگزینی برای بنزین، گازوئیل و گاز مایع به کار می‌رود. سی‌ان‌جی نسبت به هر سه اینها آلودگی کمتری ایحاد می‌کند. همچنین ایمنی بیشتری در هنگام نشت دارد چون گاز از هوا سبکتر است و به سرعت پراکنده می‌شود.

سی‌ان‌جی با فشرده‌سازی گاز طبیعی ایجاد می‌شود به گونه‌ای که حجمی که اشغال می‌کند کمتر از یک درصد حجمی است که گاز طبیعی در شرایط عادی اشغال می‌کند. گاز طبیعی عمدتا از متان تشکیل می‌شود و از چاه‌های گاز طبیعی، چاه‌های نفتی و فراوری زباله‌ها تولید می‌شود.

سی‌ان‌جی هم در خودروهای بنزین‌سوز که موتور آنها برای استفاده از سی‌ان‌جی اصلاح شده و هم در خودروهایی که با موتور اختصاصا سی‌ان‌جی سوز ساخته شده‌اند، استفاده می‌شود. در سال ۲۰۱۳ بیش از ۱۸ میلیون خودرو سی‌ان‌جی فعال بوده‌اند. ایران بزرگترین ناوگان خودروهای سی‌ان‌جی سوز را با ۳.۵ میلیون در اختیار داشته‌است. پاکستان و آرژانتین با بیش از دو میلیون و برزیل، چین و هند با بیش از یک و نیم میلیون خودروی سی‌ان جی‌سوز در رتبه‌های بعد قرار دارند.

از مزایای استفاده از گاز طبیعی در مقایسه با بنزین می‌توان به آلایندگی کمتر، عدد اکتان بالا (۱۳۰)، افزایش راندمان ۱۵ درصدی و در کشوری چون ایران فراوانی و قیمت مناسب نام برد.
 


الکتریسیته زمین گرمایی
 

۹ انرژی تجدیدپذیر که بقای بشریت به آنها وابسته است


تاریخ اولین استفاده از انرژی زمین گرمایی به شاهزاده پیرو گینوری کونتی در ایتالیا بازمی‌گردد. در سال ۱۹۰۴ میلادی برای اولین بار استفاده تجاری از انرژی زمین گرمایی به عنوان یک منبع تولید برق در ایتالیا شروع شد و سپس در سال ۱۹۵۸ نیروگاه زمین گرمایی وایراکی در نیوزیلند و در دهه ۱۹۶۰ نیروگاهی در منطقه آتشفشانی آبفشان‌ها در ایالت کالیفرنیای آمریکا ساخته شد که امروزه بزرگترین نیروگاه زمین گرمایی به شمار می‌رود. تا سال ۲۰۰۸ انرژی زمین گرمایی سهمی کمتر از یک درصد از تولید کل انرژی الکتریکی جهان را به خود اختصاص داده.

تولید انرژی زمین گرمایی به علت میزان بسیار اندک استخراج انرژی گرمایی در مقایسه با حرارت درونی کره زمین انرژیی پایایی در نظر گرفته می‌شود. شدت انتشار گازهای گلخانه‌ای در نیروگاه‌های زمین‌گرمایی موجود به طور متوسط ۱۲۲ کیلوگرم کربن دی‌اکسید (CO۲) به ازای هر مگاوات ساعت انرژی الکتریکی است که حدود یک هشتم یک نیروگاه با سوخت زغالی معمولی است.
 


نیروی برق آبی
 

۹ انرژی تجدیدپذیر که بقای بشریت به آنها وابسته است


بیشتر نیروگاه‌های برق-آبی انرژی مورد نیاز خود را از انرژی پتانسیل آب پشت یک سد تامین می‌کنند. در این حالت انرژی تولیدی از آب به حجم آب پشت سد و اختلاف ارتفاع بین منبع و محل خروج آب سد وابسته‌است. به این اختلاف ارتفاع، ارتفاع فشاری می‌گویند و آن را با H (مخفف Head) نمایش می‌دهند. در واقع میزان انرژی پتانسیل آب با ارتفاع فشاری آن متناسب است. برای افزایش فاصله یا ارتفاع فشاری، آب معمولاً برای رسیدن به توربین آبی فاصله زیادی را در یک لوله بزرگ طی می‌کند.

برخی نیروگاه‌های آبی که تعداد آنها زیاد هم نیست از انرژی جنبشی آب جاری استفاده می‌کنند. در این دسته از نیروگاه‌ها نیازی به احداث سد نیست. توربین این نیروگاه‌ها شبیه یک چرخ آبی عمل می‌کند. این نوع استفاده از انرژی شاخه نسبتاً جدیدی از علم جنبش مایعات است.
 


انرژی اتمی
 

۹ انرژی تجدیدپذیر که بقای بشریت به آنها وابسته است


در هر اتمی، ذراتی از انرژی نهفته که اجزای مختلف اتم نیز به وسیلهٔ همان بهم پیوند یافته است لذا هسته اتم منبعی از انرژی بشمار می‌رود که با شکافت اتم این انرژی رها می‌شود. انرژی نهفته در هسته اتم‌های برخی از عناصر (مانند اورانیوم) می‌تواند با آزاد شدن، همان کاری را بکند که سوزاندن مقدار زیادی نفت و گاز انجام می‌دهد که البته سوزاندن نفت و گاز، مشکلات زیست محیطی ایجاد کرده و مقدار زیادی گاز گلخانه‌ای تولید می‌کند. همراه سایر منابع انرژی پایدار، انرژی هسته‌ای، روش تولید انرژی کم‌کربن برای ایجاد الکتریسیته است که در مقایسه با انتشار گازهای گلخانه‌ای در هر واحد از انرژی تولید شده، شبیه سایر منابع تجدید پذیر است. بدین ترتیب، از زمان آغاز تجاری سازی نیروگاه‌های هسته‌ای در دههٔ ۱۹۷۰، از تولید ۶۴ گیگاتن کربن دی اکسید جلوگیری شده است.

همانطور که اکثر نیروگاههای حرارتی با مهار انرژی حرارتی آزاد شده از سوخت‌های فسیلی برق تولید می کنند، نیروگاه‌های انرژی هسته‌ای نیز انرژی آزاد شده از هسته ی اتم ها در فرایند شکافت هسته‌ای درون رآکتور هسته‌ای را مورد استفاده قرار می دهند. گرمای هسته ی رآکتور، به وسیله ی یک سیستم سرمایشی دفع می شود و با استفاده از این گرما، توربین بخار متصل به ژنراتور، به منظور تولید الکتریسیته به حرکت در می آید.
 


انرژی موج
 

۹ انرژی تجدیدپذیر که بقای بشریت به آنها وابسته است


به گزارش برق نیوز انرژی موج در اقیانوس باز بر اثر عمل باد روی سطح اقیانوس تولید می‌شوند. کل انرژی موج توزیع شده در زمین در حدود ۲٫۵×۱۰۶ MW تخمین زده می‌شود که در حدود انرژی کلی توزیعی جزر و مد است. انرژی موج منبع تجدید شونده است و معمولاً نسبت به انرژی باد بیشتر قابل تولید است. انرژیی که از امواج استخراج می‌شود، دوباره به سرعت توسط برهمکنش با دو سطح اقیانوس پر می‌شود. انرژی موج نامنظم، نوسانی و دارای فرکانس پائین است که قبل از اضافه شدن به شبکه باید یه فرکانس ۶۰ هرتز تبدیل شود.
 


انرژی باد
 

۹ انرژی تجدیدپذیر که بقای بشریت به آنها وابسته است


انرژی بادی در مقادیر زیاد در مزارع بادی تولید و به شبکه الکتریکی متصل می‌شود. از توربین‌ها در تعداد کم معمولاً فقط برای تامین برق در مناطق دور افتاده استفاده می‌شود. باد یکی از شاخصه‌های اصلی انرژی خورشیدی و هوای متحرک است و جزء کوچکی از خورشید که از تابش خورشید که از خارج به اتمسفر می‌رسد به انرژی بادتبدیل می‌شود اما از جمله دلایل تمایل کشورها برای افزایش ظرفیت تولید برق بادی مزایای بسیار زیاد این روش تولید انرژی الکتریکی است چراکه انرژی بادی فراوان، تجدیدپذیر و پاک است، در همه جای دنیا وجود دارد و همچنین در مقایسه با استفاده از انرژی سوخت‌های فسیلی میزان کمتری گاز گلخانه‌ای منتشر می‌کند.

قدیمی‌ترین روش استفاده از انرژی باد، به ایران باستان باز می‌گردد. برای نخستین بار، ایرانیان موفق شدند با استفاده از نیروی باد، دلو (دولاب) یا چرخ چاه را به گردش درآورده و از چاه‌های آب خود، آب را به سطح مزارع برسانند. احتمالاً نخستین ماشین بادی توسط ایرانیان باستان ساخته شده است و یونانیان برای خرد کردن دانه‌ها و مصریها، رومی‌ها و چینی‌ها برای قایقرانی و آبیاری از انرژی باد استفاده کرده‌اند.

در قرن ۱۳ این فناوری توسط سربازان صلیبی به اروپا برده شد و هلندیها فعالیت زیادی در توسعه دستگاههای بادی داشتند، به طوری که در اواسط قرن نوزدهم در حدود ۹ هزار ماشین بادی به منظورهای گوناگون مورد استفاده قرار می‌گرفته است.
 


زیست توده
 

۹ انرژی تجدیدپذیر که بقای بشریت به آنها وابسته است


به گزارش برق نیوز زیست توده یا بیوماس یک منبع تجدید پذیر انرژی است که از مواد زیستی به دست می‌آید.بطورکلی کلیه زباله هایی که منشاء زیستی داشته باشند و از تکثیر سلولی پدید آمده باشند بیوماس نامیده می شوند. منابع بیوماسی که برای تولید انرژی مناسب هستند، طیف وسیعی از مواد را شامل می شوند که بطور عمده به شش گروه تقسیم بندی می گردند: ۱-جنگل ها و ضایعات جنگلی,۲- محصولات و ضایعات کشاورزی، باغداری و صنایع غذایی ۳- فضولات دامی ۴- فاضلابهای شهری ۵- فاضلابها، پسماندها و زائدات آلی صنعتی ۶- ضایعات جامد.

زیست توده شامل زباله‌های زیستی قابل سوزاندن هم می‌شود، اما شامل مواد زیستی مانند سوخت فسیلی که طی فرایندهای زمین شناسی تغییر شکل یافته‌اند، مانند ذغال سنگ یا نفت نمی‌شود.

تبریک سال نو 

دوشنبه 10 دی 1397, 23:04:00

/Data/Sites/1/uploads/news_images/files/1388854670551.gif      سال نو میلادی بر همه ی دخترای گلم مبارک

صفحه 1 از 5 1 2 3 4 5 > >>