تصاویر متحرک چرخش زمین 

جمعه 16 آذر 1397, 23:39:00

1.gif 10.gif 11.gif 12.gif 13.gif 15.gif 16.gif 17.gif 18.gif 19.gif 2.gif 20.gif 21.gif 22.gif 23.gif 24.gif 25.gif 26.gif 27.gif 28.gif 3.gif 4.gif 5.gif 6.gif 7.gif 8.gif 9.gif

 

 

 

 

منبع: http://gif20.rozblog.com

جهت های جغرافیایی 

جمعه 16 آذر 1397, 23:21:00

جهت‌یابی به کمک ستاره قطبی

ستاره قطبی

در شب می‌توان به کمک ستاره‌ها و ماه جهت‌یابی نمود که البته بهترین روش به‌وسیله‌ی ستاره‌ی قطبی است. برای دیدن ستاره‌ی قطبی در آسمان شب ابتدا بایستی ستارگان دب‌اکبر یا ستارگان ذات الکرسی را پیدا نمود. ستاره دب اکبر (خرس بزرگ، هفت برادران و ملاقه‌ای از دیگر اسامی این مجموعه ستاره است) مجموعه‌ی هفت ستاره بوده که به شکل ملاقه در آسمان دیده می‌شوند. اگر فاصله دو ستاره لبه‌ی آبریز ملاقه را یک برابر در نظر گرفته و آن را پنج برابر کنید به ستاره‌ای می‌رسید که نسبت به ستارگان اطراف خود پر نورتر است. این ستاره‌ی قطبی بوده و دقیقاً بالای قطب شمال است. تقریباً قرینه‌ی ستاره‌ی قطبی با دب‌اکبر ستارگان ذات الکرسی که به آن ام دبلیو (مجموع پنج ستاره که به دلیل چرخش در آسمان شبیه M و گاهی اوقات W است) هم می‌گویند، بوده و اگر ستاره‌ی وسط حرف لاتین (M یا W) در مسیر مستقیم فاصله بین دو ستاره را پنج برابر بنمایید به ستاره‌ی قطبی می‌رسید.

صورت‌های فلکی ذات‌الکرسی و دبّ اکبر نسبت به ستارهٔ قطبی تقریباً روبه‌روی یکدیگر و دور ستاره قطبی خلاف جهت عقربه‌های ساعت می‌چرخند. اگر یکی از آن‌ها پشت کوه پنهان بود، با دیگری می‌توان ستاره‌ی قطبی را یافت. فاصله‌ی هر کدام از این دو صورت فلکی تا ستاره‌ی قطبی تقریباً برابر است.

اگر برای یافتن ستاره‌ها در آسمان از نقشه ستاره‌یاب (افلاک‌نما) استفاده می‌کنید، به خاطر داشته باشید که ستاره‌یاب‌ها موقعیت ستاره‌ها را در زمان، تاریخ و موقعیت جغرافیایی (طول و عرض جغرافیایی) خاصی نشان می‌دهند.

هر چه از استوا به سوی قطب شمال برویم، ستاره‌ی قطبی در آسمان بالاتر (در ارتفاع بیشتر) دیده می‌شود. یعنی ستاره‌ی قطبی در استوا (عرض جغرافیایی صفر درجه) تقریباً در افق دیده می‌شود، و در قطب شمال (عرض جغرافیایی ۹۰ درجه) تقریباً بالای سر (سرسو، سمت‌الرّأس، رأس‌القدم) دیده می‌شود. بالاتر از عرض جغرافیایی ۷۰ درجه شمالی عملا نمی‌توان با ستاره قطبی شمال را پیدا کرد.

جهت‌یابی با هلال ماه

ماه

اگر به هر دلیلی نمی‌توانید ستاره‌ها را ببینید، می‌توانید از ماه برای جهت‌یابی استفاده کنید. هلال ماه کهنه (نیمه دوم ماه قمری)

ماه به شکل هلال باریکی تولد می‌یابد و در نیمه‌های ماه قمری به قرص کامل تبدیل می‌شود. سپس در جهت مقابل هلالی می‌شود. در نیمه اول ماه‌های قمری قسمت خارجی ماه (تحدب و کوژی ماه، برآمدگی و برجستگی ماه) مانند پیکانی جهت غرب را نشان می‌دهد. در نیمه دوم ماه‌های قمری، تحدب ماه به سمت مشرق است.

اگر خطی از بالای هلال به پایین آن وصل کنیم و ادامه دهیم، در نیمه اول ماه قمری شکل p و در نیمه دوم شکل q خواهد داشت.

کره ماه در نیمه اول ماه‌های قمری پیش از غروب آفتاب طلوع می‌کند و در نیمه دوم پس از غروب، تا پایان ماه پس از نیمه‌شب طلوع می‌نماید.

پیدا کردن جنوب توسط ماه

اگر خطی فرضی میان دو نوک تیز هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمین ادامه دهید، تقاطع امتداد این خط با افق، نقطه جنوب را [در نیم‌کره شمالی زمین] نشان می‌دهد.

این روش جهت‌یابی چندان دقیق نیست، ولی حداقل راهنمایی تقریبی را فراهم می‌سازد. در زمان قرص کامل نمی‌توان از این روش استفاده کرد. وقتی ماه به صورت قرص کامل است، می‌توان به کمک حرکت ظاهری ماه (که از مشرق به طرف مغرب است) جهت‌یابی کرد.

حرکت ظاهری ماه در آسمان از شرق به غرب است

حرکت ماه

خوشه پروین: دسته‌اى (حدود ده تا پانزده) ستاره، به شکل خوشه انگور، در یک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه‌ پروین می‌گویند. این ستارگان مانند خورشید از شرق به طرف غرب در حرکت‌اند، ولى در همه حال دُمِ آن‌ها به طرف مشرق است.

ستارگان بادبادکی: حدود هفت -هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک یا علامت سوال می‌باشند. این ستارگان نیز از شرق به غرب حرکت می‌کنند، و در همه حال دنباله بادبادکى آنها به‌طرف جنوب است.

کهکشان راه شیری توده عظیمی از انبوه ستارگان است که تقریباً از شمال شرقی به جنوب غربی امتداد یافته است. در شمال شرقی این راه باریک است، و هر چه به سمت جنوب غربی می‌رود، پهن‌تر می‌شود. هر چه به آخر شب نزدیک‌تر می‌شویم، قسمت پهن راه شیری به طرف مغرب منحرف می‌شود.

جهت‌یابی به وسیله حرکت خورشید

حرکت خورشید

خورشید تقریباً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند. این موضوع را همه می‌دانند؛ ولی این مطلب فقط در اوایل بهار و پاییز صحیح است و در زمان‌های دیگر محل طلوع و غروب خورشید نسبت به شرق و غرب مقداری انحراف دارد. در تابستان شمالی‌تر از شرق و غرب و در زمستان جنوبی‌تر از شرق و غرب است. در اوایل تابستان و زمستان محل طلوع و غروب خورشید حداقل ۵/۲۳ درجه با محل دقیق شرق و غرب اختلاف دارد (به دلیل اختلاف مداری زمین با همین زاویه) که این میزان اصلاً قابل چشم‌پوشی نیست. از این رو این روش نسبتاً غیر دقیق است، تنها جایی که همیشه خورشید از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند استوا است. در نیمکره شمالی در هنگام ظهر نجومی، خورشید دقیقاً در جهت جنوب است و سایه اجسام رو به شمال می‌افتد. ظهر نجومی در موقعیت جغرافیایی شما هنگامی است که خورشید به بالاترین نقطه خود در آسمان می‌رسد. در این هنگام سایه شاخص به حداقل خود می‌رسد و پس از آن دوباره افزایش می‌یابد. حرکت خورشید از شرق به غرب است و این نیز می‌تواند روشی جهت یافتن جهت‌های جغرافیایی باشد.

جهت‌یابی با ساعت

ساعت

 اگر ساعت مچی عقربه‌دار را در کف دست به حالت افقی نگه داریم طوری که عقربه ساعت شما به طرف خورشید اشاره کند در این حالت نیمساز زاویه‌ای که بین عقربه ساعت شما و عدد ۱۲ تشکیل شده جهت جنوب را نشان می‌دهد. اینکه گفته می‌شود عقربه ساعت به طرف خورشید اشاره کند یعنی اینکه اگر چوب کبریتی را در مرکز ساعت قرار دهیم سایه آن موازی با سایه عقربه و برعکس آن باشد یا اینکه سایه عقربه ساعت‌شمار درست در زیر آن قرار بگیرد یا اگر چوبی ده - پانزده سانتی‌متری را در زمین به صورت عمودی قرار دهیم، ساعت طوری روی زمین قرار گرفته باشد که عقربه ساعت‌شمارش موازی با سایه چوب باشد.

دلیل اینکه زاویه بین عقربه و ساعت ۱۲ را نصف می‌کنیم این است که وقتی زمین یک دور به دور خورشید می‌گردد، ساعت ما دو دور کامل چرخیده است. این روش وقتی صحیح است که ساعت مورد نظر درست تنظیم شده باشد یعنی اگر در بهار و تابستان ساعت‌ها را یک ساعت به جلو می‌بریم باید اول آن را تصحیح کنیم سپس این عمل را انجام دهیم. همچنین در همه سطح کشور ساعت یکسانی وجود ندارد مثلاً در ایران حدود یک ساعت متغیر است.

ساعت صحیح هر مکانی در واقع همان ساعتی است که در هنگام ظهر نجومی ساعت ۱۲ را نشان دهد. در واقع برای تعیین دقیق جهت‌های جغرافیایی ساعت باید طوری تنظیم شده باشد که هنگام ظهر جنوبی ساعت ۱۲ را نشان بدهد. روش ساعت مچی تا ۲۴ درجه امکان خطا دارد، برای دقت بیشتر باید از آن در عرض جغرافیایی ۴۰ تا ۶۰ درجه استفاده کرد؛ هر چند در عرض جغرافیایی ۵/۲۳ تا ۵/۶۶ نتیجه قابل قبولی می‌دهد. هر قدر زمان به کار بردن روش به ظهر نزدیک‌تر باشد دقت آن بیشتر است.

* کشور ما دارای عرض جغرافیایی ۳۶ تا ۳۹ درجه است.

جهت‌یابی به وسیله سایه

یکی از دقیق‌ترین روش‌ها استفاده از سایه و خورشید است. در این روش به یک آسمان صاف و مقداری زمان نیاز داریم. در این روش به وسیله‌ای برای اندازه‌گیری جهات نیاز نیست. تنها به یک چوب صاف به طول یک متر و دو قطعه چوب یا سنگ کوچک نوک تیز و یک تکه نخ یا طناب نیاز داریم. در صبح و کمی قبل از ظهر، درجه‌بندی را شروع می‌کنیم. چوب بلند را به صورت قائم در زمین فرو می‌کنیم. زمین اطراف چوب باید افقی و هموار باشد. حال یکی از چوب‌های کوچک را در زمین و درست در جایی که سایه چوب بلند تمام می‌شود، فرو می‌کنیم. طناب را به پایه چوب بلند بسته و سر دیگر آن را به چوب بلند نوک تیز می‌بندیم به صورتی که وقتی طناب را کاملاً می‌کشیم، چوب نوک تیز به قطعه دیگری که در خاک فرو کرده‌ایم برسد. حال به کمک چوب نوک تیز یک نیم دایره بر روی زمین می‌کشیم و تا بعدازظهر صبر می‌کنیم. در طول روز سایه کوتاه و کوتاه‌تر شده و از ظهر به بعد دوباره بر طول آن افزوده می‌گردد. در ظهر و هنگامی که سایه در کوتاه‌ترین حالت خود قرار دارد بر روی نیم‌دایره راستای سایه را علامت می‌زنیم. در این حالت سایه راستای شمال را نشان می‌دهد. سرانجام سایه بلند می‌شود و دوباره به نیم‌دایره رسم شده می‌رسد. این نقطه را با چوب نوک تیز علامت می‌زنیم. اگر طناب یا ریسمانی برای رسم دایره نداشتیم می‌توان از یک چوب صاف بلند یا هر وسیله دیگری که بتوان با آن یک نیم‌دایره رسم کرد استفاده کرد.

ساخت قطب‌نمای طبیعت (سنجاق مغناطیسی)

روش دیگری که می‌توان برای مشخص کردن راستای شمال و جنوب استفاده کرد، ساختن یک قطب‌نمای ساده است. برای این کار نیاز به یک سنجاق آهنی و یک لیوان آب است. سنجاق باید سبک باشد تا روی آب شناور بماند. می‌توان از یک کاغذ یا برگ درخت در زیر آن استفاده نمود تا سنجاق به زیر آب فرو نرود. البته با چرب کردن سنجاق به کمک روغن نیز می‌توان از فرو رفتن آن جلوگیری کرد.

چنانچه سنجاقی که به کار می‌بریم مغناطیسی باشد در این حالت آن را روی آب قرار می‌دهیم و سنجاق می‌چرخد و برای ما راستای شمال – جنوب را نشان می‌دهد. اما اگر سنجاق مغناطیسی نباشد باید به کمک یک پارچه پشمی آن را مغناطیسی کنیم و سپس این روش را به کار بگیریم. این روش دارای اشکالی است، تنها راستای شمال - جنوب را مشخص می‌کند و برای ما محل شمال یا جنوب را مشخص نمی‌کند و ما باید به کمک روش‌های دیگر محل قطب‌ها را مشخص کنیم یا آنها را حدس بزنیم.

جهت‌یابی با کمک لانه مورچه‌ها

لانه مورچه

اگر قطب‌نما همراه نداشته باشید و هوا هم ابری باشد مورچه‌ها می‌توانند جهت‌ها را به شما نشان دهند. مورچه‌ها خاک لانه‌ خود را به سمت شرق می‌ریزند تا هنگام روز به عنوان سایه‌بانی برایشان عمل کند. مورچه‌ها خاک را از لانه بیرون می‌ریزند تا ذخیره‌گاه خود را وسیع‌تر کنند و آن را سمت شرق می‌ریزند تا هنگام روز راحت‌تر کار خود را انجام دهند. بدیهی است با شناختن شرق جهات دیگر را نیز به راحتی تشخیص می‌دهید.

مسیر حرکت رودخانه‌ها

بسیاری از رودها و نهرها در نیم‌کره شمالی زمین رو به جنوب سرازیر هستند؛ یعنی رو به استوا. این روند عمومی رودها است، ولی همیشه درست نیست. مثلاً رود نیل که تماماً در نیم‌کرهٔ شمالی است به سوی شمال جریان دارد و به مدیترانه می‌ریزد.

جهت‌یابی با تنه بریده شده درخت

تنه درخت جهت یابی

اگر جایی باشیم که کنده‌ی درخت بریده شده وجود داشته باشد می‌توان به کمک حلقه‌های سنی درخت، جهت‌یابی کرد؛ به طوری که آن سمت از درخت که حلقه‌های سنی آن تداخل بیشتری با هم دارند شمال را نشان می‌دهد .

اگر مقطع درخت بريده‌شده‌اى را نگاه کنيد، تعدادى دايره هم‌مرکز را مشاهده خواهيد کرد که هر يک از آنها نشان‌دهنده یک سال عمر درخت است. درختى که به‌طور دائم آفتاب به تنه‌اش بتابد، دايره‌هاى نشان‌‌دهنده عمر آن درخت در يک سمت به هم نزدیک‌تر شده و در سمت ديگر از هم دور خواهند بود. سمتى که دوايرش از هم دورتر هستند، سمت جنوب است (به علت تابش زياد آفتاب و رشد بيشتر آن) و سمتى که دوايرش به هم نزدیک‌ترند‌، سمت شمال است. لازم به ياد‌آورى است که در نيمکره جنوبى، جهت‌ها عکس اين وضعيت خواهد بود.

 جهت‌یابی به وسیله برف و ماسه بیابان

کویر

موج‌های پستی بلندی‌های برف در مناطق قطبی جهت باد را نشان می‌دهند. البته گاه به خاطر آن‌که این موج‌ها خیلی کوچک‌اند و از چند سانتی‌متر تجاوز نمی‌کنند، برای یافتن بادِ غالب نمی‌توانند کمک‌کار باشند، زیرا می‌توانند با هر باد تند موضعی به سرعت تشکیل شوند. در هوای برفی، آن طرف از اجسام که برف بیشتری در آن جمع شده است شمال را نشان می‌دهد. لازم به توضیح است که جمع شدن برف بیشتر در یک نقطه می‌تواند در اثر توپوگرافی (پستی‌ها و بلندی‌های سطح) زمین باشد لذا این روش، روش چندان مناسبی در جهت‌یابی نیست.

در بیابان‌ها انواع مختلف تلماسه‌ها وجود دارند که شکل آن‌ها جهت باد غالب را نمایان می‌سازد؛ همچنین در مورد تل یخ‌های قطب، در مناطقی که به شدت پوشیده از برف‌اند، باد غالب توده‌های برف را می‌راند و آن‌ها را تبدیل به تل‌های برآمده‌ای می‌سازد. این تل‌ها از چند سانتی‌متر تا یک متر ارتفاع دارند و موازی باد غالب تشکیل می‌شوند. در واقع برف از لحاظ فیزیکی شبیه ماسه عمل می‌کند.

جهت‌یابی به وسیله یک شاخص (چوب)

سایه جهت یابی

چوب یا میله نسبتاً صافی به طول نیم یا یک متر را به صورت عمودی در زمین صاف قرار دهید. نوک سایه شاخص را روی زمین علامت‌گذاری کنید. ۱۰ تا ۲۰ دقیقه بعد نوک سایه چند سانتی‌متر جابجا شده است. محل جدید آن را علامت‌گذاری کنید. از آنجا که جهت حرکت ظاهری خورشید در آسمان از شرق به غرب است جهت حرکت سایه‌اش در روی زمین از غرب به شرق است (در نیمکره شمالی سایه‌ها ساعت‌گَرد است). اگر دو نقطه علامت‌گذاری شده را به هم وصل کنیم جهت شرق و غرب را مشخص می‌کنیم. نقطه اول غرب و نقطه دوم شرق است. حال اگر طوری بایستیم که پای چپ ما روی نقطه اول و پای راستمان روی نقطه دوم باشد روبرویمان شمال و پشت سرمان جنوب است.

 

منبع: www.kojaro.com

آسیاب آبی  

شنبه 10 آذر 1397, 22:20:00

 

آسیاب های آبی ایران

 

آسیاب های آبی یا آسیا اووی دستگاهی بوده است که برای خورد کردن گندم و سایر غلات و برای درست کردن آرد وجود داشته است و با استفاده از تکنیک سرعت آب و یا فشار آب کار می کرده است در ایران تقریبا در هر شهری در قدیم آسیاب آبی وجود داشته امروز تقریبا چند مورد انگشت شمار هنوز کار می‌کنند آسیاب کاخک – بجنورد-آسیاب یزد و آسیاب‌آبی اشکذر -و آسیابهای آبی بسیار قدیمی مانند آسیاب آبی زیبد در پروژه‌های شهر سازی نابود شده‌اند… ساعت آبی و آسیاب آبی آسیاب بادی در ایران از قدمت تاریخی کهنی برخوردار است اما تحقیق مستقلی در این موضوع نشده است. بعضی اعتقاد دارند آسیاب بادی نخستین بار در ایران بکار گرفته شده است امروزه هنوز بقایای چندین آسیاب بادی در شهر کوچک نشتیفان خوافخراسان وجود دارد و تا چند سال قبل از انقلاب فعال بود.

اگرچه کتاب اصطخری که در آن اشاره به ساخت آسیاب بادی شده‌است مربوط به پیش از سال سال ۳۳۰ هجری خورشیدی (۳۴۰ هجری قمری) بوده‌است، ولی در یکی از کتاب‌های مسعودی که چند سال بعد نوشته‌شده است، به داستانی اشاره می‌شود که در آن یک ایرانی به نزد خلیفهٔ دوم، عمر،(سال ۱۳ هجری خورشیدی و قمری، سدهٔ هفتم میلادی) ادعا می‌کند که می‌تواند یک آسیاب بادی بسازد، و عمر نیز برای ثابت شدن این ادعا از او می‌خواهد تا این کار را انجام دهد، و او نیز موفق می‌شود. اشاره تاریخ نویسان به داستان کشته شدن یزدگرد ساسانی بدست آسیابان و اشاره به کشتار ایرانیان یک بار در الیس به فرماندهی خالد پسر ولید و یک بار در زمان امویان در گرگان به فرماندهی یزید بن مهلب از روایتهایی است که در آنها به آسیاب آبی و بادی آشاره شده است.

آسیاب‌های آبی دزفول

یکی از آثار ارزشمند تاریخی شهرستان دزفول به شمار می‌روند و به شماره ۳۹۸۴ در ردیف آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. این آسیاب‌ها دارای مالکیت خصوصی بوده که به آسیابان به اصطلاح محلی لُوینه می‌گفتند. تعداد آسیاب‌ها در دوره‌ صفویه حدود ۵۰ تا ۶۰ عدد بود که بخشی از آنها در اثر سیلاب‌های فصلی تخریب شدند. آسیاب‌های آبی دزفول در بخش‌های مختلف رودخانه دز قرار دارند. بخشی از آنها به فاصله حدود ۸۰۰ متر از سد تنظیمی (دزفول) و در جنوب تفریحگاه ساحلی دز، بخشی در زیر پل جدید (دوم) دزفول و بخشی دیگر نیز در کنار پل قدیم این شهرستان ساخته شده‌اند.

پیشینه تاریخی آسیابهای آبی دزفول در ارتباط با پل قدیم (دزفول) بوده که به دوره ساسانیان باز می گردد اما عمده آثار موجود از آسیاب‌ها که در سه بخش از رودخانه موجود است به دوره تاریخی صفویه و قاجاریه باز می گردد.این سازه‌ها از مصالحی چون قلوه سنگ رودخانه ایی، آجر و با ملات ساروج ساخته شده اند.شکل معماری آسیاب‌ها برگرفته از سبک معماری بومی شهرستان دزفول بوده و به صورت یک مجموعه به هم پیوسته ساخته شده و به هم مربط هستند.

آسیاب های آبی در کویر یزد

آسیاب که نام دیگر آن “طاحونه” است، در نقاط مختلف جهان به صورتهای متفاوتی وجود دارد و برای آرد کردن گندم و غلات دیگر جهت تهیه نان و مصارف مختلف از آن استفاده می‌شد.
آسیاب های آبی از جمله آثار تاریخی استان یزد محسوب می شود که معمولا در کنار آبادی ها و بر سر راه قنات ها ساخته شده اند.آسیاب دستی آن در خانه‌های قدیمی یزد ، با دو سنگ مسطح وجود دارد که روی هم قرار می‌گیرند.

دسته‌ای به سنگرویین متّصل است که با دست چرخانده می‌شوند و نام این نوع آسیاب، دستاس است که بدان “آردچی” و “آرچی” نیز می‌گویند.ساختمان داخلی آسیاب دارای چند اتاق به منظور استراحت آسیابان و انبار گندمهایی است که باید آرد شود.

 آسیاب آبی اشکذر
در گوشه و کنار ایران، آسیاب‌های فراوانی از دوره‌های مختلف تاریخی به جا مانده است که برخی از آنها به وسیله نیروی حیوانات کار می‌کردند و برخی مانند آسیاب‌های بادی نشتیفان در خراسان با نیروی باد به حرکت می‌افتادند و برخی نیز با نیروی آب، اما این موضوع که در دل کویری خشک و بی‌آب آسیابی ساخته شده باشد که نیروی محرکه آن آب باشد، امری شگفت‌انگیز به شمار می‌رود.
اگر می‌خواهید تنها آسیاب آبی جهان در دل کویر را ببینید باید کوله بار سفر را به استان یزد و کویر مرکزی ایران ببندید و از آسیاب آبی اشکذر دیدن کنید. این آسیاب در حاشیه غربی کویر یزد و در ضلع جنوب شرقی در ۲۰ کیلومتری شهر یزد در امتداد مسیر جاده اصلی رستاق که اشکذر را به بندر آباد و روستاهای مجاور متصل می‌کند، واقع شده است.
وقتی به این منطقه رسیدید انتظار دیدن یک رود و آسیابی با پره‌های بزرگ نداشته باشید. در حقیقت شما روی سطح زمین هیچ چیزی نمی‌بینید؛ چراکه کل مجموعه آسیاب در زیر زمین قرار گرفته است و آب مورد نیاز این آسیاب آبی به وسیله قنات و آب جاری شده در آن تامین می‌شود.

آسیاب آبی اشکذر یکی از ۱۰ آسیاب ثبتی استان یزد به حساب می آید که در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده و از ویژگی‌های منحصر به فرد آن می‌توان به مقرنس کاری فضای اصلی، نقوش هندسی در اطراف دیواره‌ها، آجرکاری ظریف در محوطه اصلی آسیاب و صحن آن اشاره کرد. این آسیاب در عصر آبادانی خود تنها آسیاب منطقه میبد تا اشکذر بوده و ساعتی سی و پنچ من شاه آرد از زیر سنگ‌های پر قدرت آن به دست می‌آورده‌اند.

آسیاب‌های آبی بشرویه با قدمت ۴۰۰ ساله

از دیگر آثار دیدنی و جالب توجه این شهرستان آسیاب‌های آبی است که در غرب بشرویه و در مسیر قنات این شهر، پنج آسیاب قرار دارد که بر اساس فاصله از شهر بشرویه به آسیاب اول تا پنچم مشهور هستند.

با توجه به وقف‌ نامه‌های موجود، این آسیاب‌ها قدمت ۴۰۰ ساله دارند و هر کدام از این آسیاب‌ها دارای یک گودال مدور است که شاخه‌ای از آب قنات به وسیله کانالی به داخل مخزن هدایت می‌شود و پس از انباشته شدن در مخزن با شدت و فشار به بخش زیرین آسیاب هدایت می‌شود و پره‌های چرخ چوبی آسیاب را به حرکت در می‌آورد.

چرخ آسیاب با هرمی به سنگ وصل شده و با چرخش سنگ، گندم کم‌کم به درون سنگ هدایت می‌شود و و پس از آرد شدن به کناره‌های سنگ منتقل می‌گردد.

آسیاب‌های بشرویه از سمت بشرویه به نام آسیاب اول(سروش)، دوم(میرزا)، سوم(زنگی)، چهارم( آقا) و آسیاب پنجم (دهنه) هستند که آسیاب دهنه از همه قدیمی‌تر است و قلعه دختر بشرویه نیز در مجاورت آن قرار دارد.

از ویژگی‌های بارز آسیاب‌های آبی بشرویه، فعال بودن آنها است که در حال حاضر سه آسیاب به فعالیت خود ادامه می‌دهند و طی چند سال اخیر با اقدامات میراث فرهنگی بشرویه و شهرداری برای احیا و بازسازی و فراهم کردن محیط مساعد برای تفریح مسافران و گردشگران، به نقاط گردشگری تبدیل شده است.

آسیاب آبی 3

آسیاب آبی2

بشرویه

بشرویه ادیت1

بشرویه ادیت2

بشرویه ادیت3

بشرویه 4

بشرویه 5

دزفول

دزفول2

 

 

منبع: http://arktourism.ir

 

آسیاب بادی 

شنبه 10 آذر 1397, 22:14:00

به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران،از خراسان جنوبی و شهرستان قاین که به زعفرانش مشهور است به سمت شمال حرکت می‌کنم. مقصد خواف است.

خواف یک دنیا تاریخ در خود نهفته دارد و زمانی از تربت حیدریه تا بخشی از افغانستان گسترده شده بوده و حدود 10 برابر خواف فعلی وسعت داشته است. رونق این منطقه در گذشته بسیار بوده و در کتب تاریخی زیادی به آبادی‌های خواف اشاره شده است. همچنین بخشی از جاده ابریشم از خواف می‌گذشته است.

خواف و سرزمین‌های اطراف آن زادگاه و پرورش دهنده افراد بزرگی بوده است. دو مدرسه غیاثیه و نظامیه در این منطقه قرار گرفته است که از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مدارس زمان خود بوده‌اند.
 


در میانه‌های مسیر قاین به خواف و نزدیکی روستای تپه خان از استان خراسان جنوبی خارج شده و وارد استان خراسان رضوی می‌شوم.

بنیاباد، مهرآباد، ارگ قلندر، علی آباد، گورکی، بیاساباد و 18 کیلومتر بعد به نشتیفان می‌رسم. از کنار جاده بنا‌های بزرگی من را متوجه خود می‌کند. با کمی پرس و جو مطمئن می‌شوم که مقصد بعدی توقف همینجاست.

آسیاب‌های بادی نشتیفان (Nashtifan) واقع در استان خراسان رضوی و شهرستان خواف، بازمانده از دوره صفوی است که هنوز پابرجا مانده و قابلیت استفاده دارد.

البته این آسیاب‌ها اکنون دیگر مورد استفاده عموم مردم نیستند و یکی از آنها به صورت نمادین برای گردشگران فعال شده است.

در گذشته در شرق ایران از خراسان گرفته تا سیستان و بلوچستان آسیاب‌های بادی بسیار رایج بوده‌اند که به آنها آس باد گفته می‌شود. «آس» به دو سنگ مسطح و گرد می‌گویند که روی هم قرار گرفته و غلات را با آن آرد می‌کنند. وقتی این سنگ با قدرت باد کار کند به آن آس باد و وقتی با قدرت آب به حرکت در‌آید به آن آس آب می‌گویند.
 


اصلی‌‌ترین منبع انرژی آس​بادها، باد‌های معروف 120 روزه سیستان است که نه فقط در همان 120 روز بلکه در تمام مدت سال اثرات آن وجود دارد، البته باد‌های دیگری مانند باد نیشابور نیز محرک این آسیاب‌ها بوده‌اند.

باد‌های ۱۲۰ روزه سیستان در دوره گرم سال و معمولاً در بازه اواسط اردیبهشت تا اوایل پايیز و معمولاً بیش از ۱۲۰ روز می‌وزد. معمولاً اوایل خرداد تا اوایل پايیز این باد‌ها قدرت و شدت بیشتری دارند. منشأ باد‌های ۱۲۰ روزه که در اصطلاح محلی به بادکوه معروف است، ارتفاعات پربرف کوه بابا در هندوکش می‌باشد. وجود باد‌های شدید از یک طرف و نبود آب از طرف دیگر باعث رونق آسیاب‌های بادی در شرق ایران زمین بوده و موجب اهمیت آن شده است.

نشتیفان نیز تحت تاثیر همین باد‌ها نام‌گذاری شده است. به جهت وزش باد‌های زیاد در این منطقه، اینجا نشتیفان نام گرفته که از نیش توفان می‌آید. هر چند که آسباد‌های نشتیفان به شماره 7490 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و به خوبی از طرف سازمان میراث فرهنگی مرمت شده است اما به نظر می‌رسد اهمیت این اثر ملی هنوز برای اهالی روشن نشده است.
 


وقتی یک اثر ثبت ملی می‌شود نیاز به مراقبت دارد. جدا از تمهیداتی که برای ماندگاری آن بنا می‌شود، خود مردم آن منطقه همه باید نسبت به ارزش آن اثر واقف شوند و نسبت به همه چیز آن حساس باشند از جمله ظاهر و نمای آن اثر ثبت شده. متاسفانه در زمان بازدید ما، اطراف تابلوی اطلاعات گردشگری و معرفی آسباد‌های نشتیفان بهترین مکان برای قرار گرفتن وسایل مازاد منازل روستاییان شده بود.

در گذشته در خراسانات بزرگ، آسباد‌ها از خواف تا نهبندان وجود داشته است اما اکنون به غیر از نشتیفان، آسباد‌های خوانشرف در نهبندان تنها بازمانده‌های آن هاست.

بنای آسباد از ساده‌‌ترین مصالح شامل خشت و گل و چوب ساخته شده و ساختمان آن از دو طبقه اصلی تشکیل شده است.

طبقه همکف که سالن اصلی آسباد به حساب می‌آید، محل قرار گرفتن سنگ بزرگ و مدور آسیاب است و کار اصلی آسیاب غلات در اینجا انجام می‌شود. از این طبقه به عنوان انبار غلات هم استفاده می‌شود. در طبقه دوم که همان پشت بام آسباد محسوب می‌شود پره‌ها و تیرک‌های متصل به آن قرار گرفته است.

پره‌های آسیاب از چوب ساخته شده است و سبک است تا به راحتی حرکت کرده و بتواند سنگ بزرگ طبقه زیرین را به حرکت در آورد. در مناطق گرمسیری‌تر جنس پره‌ها متفاوت است. در آسباد خوانشرف نهبندان برای پره‌ها از شاخه‌های نخل استفاده شده است.

آسباد‌ها معمولاً در کنار هم و متصل به یکدیگر ساخته می‌شوند تا در برابر باد‌های 120 روزه مقاوم بمانند. نکته جالب در معماری آسباد، قرار گرفتن در ورودی آسباد، پشت به جهت باد است که نشان از خوش فکری و توجه به تمام زوایای یک معماری خاص دارد.

در زمان حضورم در نشتیفان موفق می‌شوم دقایقی کار آسیاب را ببینم اما نه با نیروی باد بلکه به صورت دستی و با چرخاندن سنگ آسیاب توسط خودم! سنگ آسیاب سنگین است و نیروی اولیه زیادی برای حرکت نیاز دارد اما حرکت که شروع شد ادامه آن بسیار راحت‌تر است. حال فرض کنید که باد بخواهد این سنگ را به حرکت در بیاورد. 

قطعاً شدت باد باید بسیار زیاد باشد و البته جهت وزش باد هم باید به گونه‌ای باشد که به درستی در میان پره‌های آسباد قرار گیرد و باعث حرکت آن شود. با وزش باد، پره‌ها حرکت کرده و اهرمی که به طبقه پايین و سنگ آسیاب متصل است شروع به چرخش می‌کند و از سویی دیگر غلات در بین دو سنگ قرار گرفته و آسیاب می‌شود. یک سیستم ساده و فوق‌العاده شگفت انگیز در زمان خودش که نیاز به هیچ گونه منبع انرژی به جز باد نداشته است.

 

 

منبع: www.yjc.ir

چادر نشین ها  

شنبه 10 آذر 1397, 22:04:00

شیوه زندگی چادرنشینی - دامپروری

 

     شيوه زندگى چادرنشينى - دامپرورى
با پايان دوره يخبندان و شروع عصر گرم زندگى غارنشينى به پايان رسيد و انسان‌ها در دشت‌ها و بيابان‌ها سرگردان شدند. آنها در شرايطى اين زندگى تازه را آغاز کردند که صاحب بسيارى از مصنوعات دستى بودند، آتش را کشف و مهار کرده بودند، ابزارهاى متعدد سنگى ساخته بودند. طرز تهيه پوشاک و غذا را آموخته بودند. آثار هنرى فراوانى را مثل نقاشى و مجسمه‌سازى آفريده بودند.
 
بنابراين يک گروه انسانى بودند که با زمينه‌هاى فرهنگى چند صدهزار ساله وارد محيط تازه‌اى شدند. آنها حيواناتى مثل سگ، اسب، گاو، گوسفند و بز را برحسب شرايط منطقه زيست‌شناسان، به دام انداخته و نگهدارى مى‌کردند. اين حيوانات گاهى به‌عنوان ابزار دفاعي، گاهى به‌عنوان وسيلهٔ کار و گاه به‌عنوان منابع اساسى غذائى مورد استفاده قرار گرفت.
 
در دوران غارنشيني، به‌تدريج، تأمين قسمتى از نيازمندى‌هاى جامعه، مثل روشن نگه‌داشتن آتش، دوختن لباس با استفاده از پوست جانوران و قطعات چوب و استخوان حيوانات به‌عهده زنان واگذار شد. با اين تقسيم کار، زنان مدت زمان بيشترى در محل زندگى ساکن بودند. اين شيوهٔ زندگى براى زنان سبب شد که آنها به نگهدارى دام‌ها بپردازند. به اين ترتيب در کنار شکار که از وظايف اصلى مردان بود، پرورش دام‌ها نيز مورد توجه قرار گرفت. دامپرورى منبع غذائى مطمئنى براى انسان بود و تکامل آن سبب دور شدن انسان از شکار شد. روزگارى دامپرورى براى زنان، و به‌ويژه براى کودکان، جنبهٔ سرگرمى و گذاران اوقات فراغت داشت، ولى زمانى بعد شکار عنوان تفنن و تفريح را پيدا کرد و دامپرورى نظام مسلط معيشتى انسان گرديد. به اين ترتيب اهلى کردن دام‌ها و پرورش آنها، که طى هزاران سال تحقق پذيرفته، زندگى انسان را وارد مرحله تازه‌اى کرد که سرآغاز عصر توليد خوراک است. کشف اين هنر بزرگ سبب گسترش گروه‌هاى انسانى در مناطق بيشترى از کرهٔ زمين شد.
 
انسان غير دامپرور نيازى به ساختن مسکن و يا پناهگاه نداشت تا اينکه زندگى غارنشينى را ترک کرد و زندگى جديد را آغاز نمود، از اين‌رو با استفاده از مهارت‌ها و تجربياتى که طى اعصار و قرون متمادى به‌دست آورده بود، به ساختن نوعى چادر پرداخت.
 
با پرورش دام انواع فرآورده‌هاى دامى مثل شير، گوشت و... جزء غذاى انسان درآمد اين تغيير يا تکميل رژيم غذائى در دگرگونى‌هاى اورگانيکى انسان تأثيرات قابل ملاحظه‌اى به‌جاى گذاشت. انقلاب اوليه جمعيت را مى‌توانيم نتيجه اين تغيير اساسى در سيستم تغذيهٔ انسان بدانيم.
 
افزايش جمعيت و در پى آن، افزايش نيازمندى‌ها و مصرف زياده از حد امکانات پيرامون انسان سبب شد که آذوقهٔ موجود رو به نقصان يا کميابى رود. تغييرات جوى و زمستان‌هاى طولانى امکانات تعليف دام‌ها را ضعيف نمود. اين تغييرات انسان را مجبور کرد که چادرهاى پوستى و احشام خود را به مناطقى منتقل نمايد که از امکانات لازم براى تغذيه خود و دام‌هايشان برخوردار باشد.
 
تعمق در اين انقلابات نشان مى‌دهد که عصر دامپرورى يا چادرنشينى منشاء تحولات و ترقيات شگرفى در زمينه‌هاى تحولات و ترقيات شگرفى در زمينه‌هاى مختلف فرهنگى جامعهٔ انسانى بوده است. نتيجه اصلى ناشى از اين تحولات، جابه‌جائى گروه‌هاى انسانى است، که سبب برخورد نژادها و اقوام مختلف در مسير حرکت آنها شد و آگاهانه و غيرآگاهانه اشاعه و انتقال فرهنگ‌ها را سبب شد. بيشترين پيامد اين انتقال و اشاعه فرهنگي، تشديد حرکت تکاملى فرهنگ و شيوهٔ زندگى انسان بوده است.
 
از ويژگى‌هاى ديگر اين دوره جنگ‌ها و منازعات مداومى است که بر سر دستيابى به مراتع و چمنزارها بين گروه‌هاى مختلف چادرنشين به‌وقوع پيوسته. اين جنگل‌ها اگرچه ضايعات و تلفات فاراوانى در پى داشته است، اما در عين حال در پيدايش نهادها، رسوم و سنت‌هاى اجتماعى نقش عمده‌اى داشته. اطاعت از بزرگترها، فرمانروايان و قبول سلسله مراتب فرماندهى و تسليم بدون قيد و شرط در مقابل بزرگترها و نيرومندان طايفه، از جمله آثار فرهنگى اين منازعات بود زيرا پذيرفتن اين رسوم سبب حفظ و انسجام قبايل شد.
 
زندگى چادرنشينى و دامپرورى سبب پيدايش قوانين، عرف، سنت‌ها، رسوم، معتقدات، نهادهاى اجتماعي، که بيشتر قبيله‌اى و خاص بوده است،شد. پيوستگى قبايل و گروه‌هائى بزرگى از بيابانگردان را شکل داد و پيدايش مليت‌ها، يکجانشيني، کشاورزى و شهرنشينى را امکان‌پذير ساخت.
 
نمونه‌هاى هر يک از مراحل سه‌گانه فوق، که زير عنوان جنگل‌نشيني، غارنشينى و چادرنشينى به‌طور خلاصه مطرح گرديد، در حال حاضر در مناطق مختلف کره زمين، از اسکيمو‌هاى شمالى تا صحراهاى گرم و خشک استراليا، قاره آمريکا، آسيا و مناطق استوائى و گرم آفريقا و غيره وجود دارند، مثلاً در برخى از مناطق آفريقائى قبايلى وجود دارند که هنوز از لحاظ سخن گفتن، توليد غذا، ايجاد مسکن، پوشاک و غيره مشابه مردمانى هستند که صدها هزار سال پيش زندگى مى‌کرده‌اند. آنها مانند ميمون‌ها از ميوه‌هاى جنگلي، گوشت خام جانوران و... استفاده مى‌کنند. چنين مردمانى در جزاير پراکنده و دور افتادهٔ اقيانوسيه و جنگل‌هاى هند شرقى وجود دارند، همين خصوصيت در مورد زندگى و فرهنگ غارنشينى و چادرنشينى مصداق دارد (رجوع کنيد به: مارى جورى کوثنل و سى‌اچ‌بى کوثنل، زندگى روزمره انسان ماقبل تاريخ، ترجمهٔ اسدالله ملک کيانى).
 

روى‌هم رفته انسان‌شناسان با استفاده از اطلاعاتى که در مورد زندگى کنونى قبايل غيرمتمدن جنگل‌نشين، غارنشين، چادرنشين و بيابانگرد به‌دست آورده‌اند توانسته‌اند شيوهٔ زندگى انسان را در اعصار گذشته مورد بررسى قرار دهند. در اين مطالعه با مقايسهٔ فرهنگ جوامع مختلف مى‌توان ريشه‌هاى مشترک بين برخى از آداب و رسوم و معتقدات اقوام متمدن و اقوام غيرمتمدن امروزى را کشف کرد.

 

منبع: http://vista.ir

 

مخلوط ها 

جمعه 25 آبان 1397, 23:33:00

 

  

مخلوط ها

چکیده: می دانید که مخلوط (ماده ناخالص) از ذره های متفاوتی تشکیل شده است. مخلوط ها به دو دسته همگن و ناهمگن تقسیم می شوند. در این درس به بررسی انواع مخلوط ها و مقایسه ویژگی های آنها با یکدیگر می پردازیم.

شرح درس:
مهمترین انواع محلول ها به قرار زیر می باشند:
• محلول
• کلویید
• سوسپانسیون

مخلوط ها

 

 

همانطور که می دانید محلول، مخلوطی همگن و شفاف است که ذره های تشکیل دهنده آن به طور یکنواخت در یکدیگر پخش شده اند و خواص آنها در همه بخش ها یکسان است. هر محلول یک فاز دارد و حداقل اجزای تشکیل دهنده آن حلال و حل شونده می باشند. ذرات سازنده محلول ها، یون ها یا مولکول ها هستند که اندازه آنها کمتر از یک نانومتر می باشد.
کلوییدها مخلوط هایی ناهمگن و کدر یا مات هستند. اصطلاح کلویید از ترکیب دو واژه یونانی Kolla و Eidos به دست آمده است. کلمه Kolla به معنای چسب بوده و پسوند Eidos معنای مشابه یا مانند را دارد. این اصطلاح نخستین بار در سال 1861 میلادی توسط توماس گراهام، محقق انگلیسی به کار رفت. او این واژه را برای دسته بندی عده ای از اجسام که بی شکل یا ژلاتینی هستند به کار برد. البته امروزه واژه کلویید در مورد رنگ های پوششی، سرامیک ها، مواد آرایشی، پاک کننده ها، مواد غذایی و بسیاری دیگر که زندگی روزانه ما به شدت به وجود آنها وابسته شده است نیز به کار می رود.

 

مخلوط ها

 

 

کلویید از دو جزء فاز پخش کننده و پخش شونده تشکیل می شود و حداقل تعداد این فازها 2 می باشد. ذره های تشکیل دهنده کلویید ها مولکول های بزرگ یا توده های مولکولی هستند که اندازه آنها بین 1 تا 100 نانومتر می باشد.
توجه: توده های مولکولی ذره هایی هستند که از گرد همایی چند مولکول پدید می آیند.
سوسپانسیون ها نیز مخلوط هایی همگن با دو جزء فاز پخش کننده و فاز پخش شونده می باشند که حداقل تعداد این فازها 2 می باشد. ذره های سازنده سوسپانسیون توده های مولکولی بزرگ یا ذره های بسیار کوچک ماده با اندازه ای بزرگتر از 100 نانومتر می باشند. خاکشیر یک نمونه سوسپانسیون است که فاز پخش کننده آن آب و فاز پخش شونده آن دانه های خاکشیر می باشد. سوسپانسیون ها از ظاهری کدر یا مات برخوردارند.
نکته: ذره های تشکیل دهنده محلول ها و نیز کلویید ها با گذشت زمان ته نشین نمی شوند بنابراین محلول ها و کلوییدها پایدار هستند اما ذره های تشکیل دهنده سوسپانسیون با گذشت زمان ته نشین می شوند به همین دلیل گفته می شود سوسپانسیون ها پایدار نیستند زیرا فاز جامد درون آنها تمایل به ته نشین شدن دارد. هم چنین ذره های تشکیل دهنده محلول ها یا کلویید ها را می توان از کاغذ صافی عبور داد و امکان جدا کردن آنها از یکدیگر وجود ندارد. اما ذره های تشکیل دهنده سوسپانسیون ها به قدری بزرگ هستند که از منافذ کاغذ صافی عبور نمی کنند. بنابراین به کمک یک کاغذ صافی می توان این ذرات معلق را از مایع جدا کرد.

اندازه ذرات: محلول<کلویید<سوسپانسیون

 

 

 

 

 

مخلوط ها

 

 

نکته: کلویید خصوصیاتی بین محلول و سوسپانسیون دارد که در واقع می توان کلویید را پلی میان محلول و سوسپانسیون فرض کرد.

مخلوط ها
 

 

مرکز یادگیری سایت تبیان – تهیه و تنظیم: مهسا شاه حسینی

بازگشایی مدارس 

جمعه 30 شهریور 1397, 20:30:00

        

 

 

آغاز بهار تعلیم و تربیت و فرارسیدن سال تحصیلی 98_97 بر همه دانش آموزان مبارک.

 

 

چگونگی تشکیل فسیل 

جمعه 27 بهمن 1396, 21:11:00

فسیل

 

 

فسيل ها بقاياي جانوران و گياهان باستاني و ردپاها يا اثرات به جا مانده از موجودات زنده از دوره هاي زمين شناسي گذشته يا اثرات به جا مانده از هر فعاليتشان هستند. فسيل ها روي همه قاره هاي زمين پيدا شده اند.

 

 

لغت فسيل از لغت لاتين fossilis مي آيد كه به معني حفر كردن و کاوش کردن است. بيشتر لايه هاي فسيلي از سنگ هاي رسوبي به دست آمده اند. سنگ رسوبي سنگي است كه از رسوباتی نظیر ماسه، گل و تكه هاي كوچك سنگ تشکیل شده است . پس از گذشت دوره هاي زماني طولاني، اين ذرات كوچك فشرده شده اند (متراكم شده اند). اگر فسیلی در میان آنها باشد، این فسیل زير لايه هاي بيشتر و بيشتري از رسوب دفن شده است و در داخل سنگ هاي رسوبي فشرده شده است. لايه های زیرين قديمي تر از لايه هاي بالايي هستند.

 

 

به عبارت دیگر در شرایطی، گیاهان و حیوانات مرده در زیر خاک دفن می شوند اما فاسد نمی شوند.آب به داخل خاک نفوذ می کند و مواد معدنی از قبیل آهن،سیلیکات و کلسیم را با خود می برند. این مواد دور واطراف گیاهان یا حیوانات مرده جمع می شوند و آنها را به همان صورت حفظ می کنند. با گذشت زمان، مواد شیمیایی فوق سخت می شوند و یک نسخه تقریبا کاملی از حیوان اصلی بوجود می آید. این نسخه را فسیل می گویند.

 

 

بنابراین فسیل ها انواع باقیمانده جانورى و گیاهى نظیر جسم حیوانات و استخوان هاى مربوط به آنها ، تنه گیاهان قدیمى و ساختمان شان ، کرمهاى نرم، ستاره هاى دریایى و غیره ( از نقطه نظر تشریحى ) و آثار و مواد به جامانده از آنها نظیر فضولات ، مدفوعات ، تخم ها ( آثار طبیعى ) و اثر لانه ها ، آشیانه ها ، رد پاها ( آثار مصنوعى ) را شامل مى شود و تمامى اینها بطور مستقیم توسط موجودات که در گذشته مى زیسته اند ، بوجود آمده اند .

 

 

اصطلاح فسیل دلالت بر زمانی طولانی می كند كه در طی آن موجود ات فسیل شده زندگی می كردند و بقایای مرده آنها در رسوبات ادوار ما قبل تاریخ به حالت سنگواره باقی می ماندند . البته این بدان معنی نیست كه فسیل ها از موجودات كاملا ناپدید شده اند بلكه اشكال گوناگونی از آنها نیز جمع آوری و شناسایی شده اند كه امروزه نیز زندگی می كنند.

 

 

جانور شناسی و گیاه شناسی اطلاعاتی درباره زندگی موجوداتی می دهندكه بدون آشنایی به هر كدام از آنها فسیل ها نمی توانند مفهومی داشته باشند و علم دیرینه شناسی نیز شواهد و مداركی را درباره زندگی اجداد جانوران و گیاهان در اختیار زیست شناسان قرار می دهد . مطالعه فسیل ها اساس و پایه بخشی از علم زمین شناسی اقتصادی است و برای شناسایی سنگهای سوختی مانند زغال سنگ ها و منشاء ‌نفت و گاز دارای ارزش زیادی هستند .این نکته را به خاطر داشته باشید که فسيل يك استخوان هيچ استخواني در داخلش نيست. يك شيء فسيل شده همان شكل شيء اصلي را دارد، اما از نظر مواد شيميايي بيشتر شبيه به سنگ است.ديرينه شناسي شاخه اي از زيست شناسي است كه اشكال زندگي اي را كه در دوره هاي زمين شناسي قبل تر وجود داشته است را مطالعه مي كند. اكثراً اين كار را با مطالعه فسيل ها انجام مي دهد.

 

 

 

شكل فسيل ها :

 

فسيل ها همان شكلي را دارند كه شیء اصلي داشته است. اما رنگ، تراكم و رنگ بندي آنها با شیء اصلی خيلي متفاوت است. رنگ يك فسيل به مواد معدني اي كه آن را تشکیل داده اند بستگي دارد. فسيل ها معمولاً سنگين تر از شیء اصلي هستند .( فسیل ها به طوركلي از سنگ هستند. چراکه مواد سنگی به تدریج جایگزین شیء اصلی شده است). بيشتر فسيل ها از مواد سنگي معمولي ساخته شده اند، اما بعضي پرمزورازترند.

 

 

 

چگونگي تشكيل فسيل ها :

 

فسيل های بخش هاي سخت (مانند استخوان ها و دندان ها) به صورت زير تشكيل شده اند :

 

 

¯ بعضي از جانوران به سرعت بعد از مرگشان دفن شده اند (با دفن شدن زير گل و لاي يا دفن شدن در توفان شن و غيره ( با گذشت زمان رسوبات بيشتر و بيشتري بقاياي جانور را پوشانده است .

 

 

¯ بخش هايي از جانوران كه پوسيده و فاسد نشده (معمولاً بخش هاي سخت تر مثل استخوان ها و دندان ها) در زیر رسوبات تازه شكل گرفته دفن می شود.

 

 

¯ در شرايط مساعد (بدون وجود لاشخورها، دفن سريع، نبودن تغييرات آب و هوايي خيلي زياد)، بخش هاي بدن جانور در طول زمان به فسيل تبديل مي شود.

 

 

¯ بعد از مدت زماني طولاني، مواد شيميايي موجود در بدن جانور دفن شده ، تحت يك سري از تغييرات قرار مي گيرد. به طوري كه استخوان به آهستگي مي پوسد وفاسد مي شود، آب با مواد معدنيش به داخل استخوان رسوخ مي كند و مواد شيميايي داخل استخوان را با مواد معدني سنگ مانند جايگزين مي كند. فرايند فسيل شدن به نحوه جايگزيني و حل شدن موادمعدني اصلي در شيء با مواد معدني ديگر بستگی دارد.اين فرايند نتيجه اش يك كپي سنگ مانند سنگين از شيء اصلي است- یعنی يك فسيل. فسيل همان شكل شيء اصلي را دارد، اما از نظر شيميايي بيشتر شبيه به سنگ است.

 

 

 

راه هاي تشكيل فسيل موجودات زنده :

 

– محافظت در برابر دگرگوني : بخش هاي حشرات يا گياهان كه در كهربا به دام افتاده اند

 

 

 

– سنگ شدن : مواد معدني سنگ مانند به آهستگي به شیء اصلی نفوذ و چكه مي كنند و بافت اندام اصلي با سيليكات، كلسيت يا سولفيد آهن جايگزين می شود و در نهایت يك فسيل سنگ مانند را تشكيل مي دهد. بيشتر فسيل هاي چوب و استخوان به طریق سنگ شدن تشکیل می شوند.

 

 

 

– جايگزيني : بخش هاي سخت موجود زنده حل مي شود و به وسيله مواد معدني ديگر مانند كلسيت، سيليكات، سولفيد آهن يا آهن جايگزين مي شود .

 

 

– كربونيزه شدن ( ذغال سنگي شدن ) : به اين ترتيب كه تنها كربن در نمونه باقي مي ماند و عناصر ديگر، مانند هيدروژن، اكسيژن و نيتروژن از بين مي روند.

 

 

– حفاظت از authigenic : محافظت در مقابل اين كه كالبد ها و قالب هاي موجودات زنده خراب يا حل شوند.

 

 

بيشتر جانوران فسيل نمي شوند. چراكه آنها به سادگي فاسد مي شوند و مي پوسند و به صورت فسيل ثبت نمي شوند. ديرينه شناسان تخمين مي زنند كه تنها درصد ناچيزي از دايناسورها فسيل هايشان پيدا شده يا پيدا خواهد شد.بيشتر اسكلت دايناسورها كه در موزه ها نشان داده مي شود واقعاً فسيل نيستند. آنها از جنس پشم شيشه سبك وزن هستند يا مشابه صمغ كاج هستند.

 

 

 

انواع فسیل :

 

فسيل ها را می توان به دو نوع تقسيم كرد :

 

بخش هاي فسيل شده بدن (استخوان ها، چنگال ها، دندان ها، پوست و غيره)

 

 

ردها يا اثرات به جا مانده فسيل شده (شامل جاي پاها، لانه ها،‌ مدفوع، جاي دندان و غيره) كه حركت ها و رفتارها دايناسور را ثبت مي كند.

 

 


اشكال فسيل :

 

› فسيل هاي كالبدي : يك اثر فسيل شده به جا مانده از کالبد موجود زنده. مثل عكسي از موجود زنده

 

 

› فسيل هاي قالب گرفته شده : موقعي تشكيل شده كه يك كالبد پر شده

 

 

 

› فسيل هاي ردها: لانه هاي فسيل شده، گاستروليت، سوراخ هاي زيرزميني، جاپاها و غيره

 

› فسيل هاي با شكل حقيقي

 

 

 

کاربرد فسیلها در زمین شناسی:

 

مهمترین کاربرد فسیلها در تعیین سن طبقات زمین می‌باشد.

 

 

فسیلها معرف شرایط محیطی جغرافیای دیرینه بوده و در این مورد اطلاعات با ارزشی را در اختیار دانشمندان قرار می‌دهند.

 

 

بیشتر فسیلها از کربنات ها و یا فسفات های ترکیب شده با مواد آلی تشکیل شده اند. آنها تحت تأثیرگرما ، فشار ، ترکیبات سیال اطرافشان و همه دیگر عوامل که خصوصیت سنگهای رسوبی را بعد از اینکه رسوب می کنند تغییر می دهند ، قرار دارند. بنابراین فسیلها شاخصهای حساس تغییر حرارت و ابزارهای قدرتمندی برای پیش بینی ذخیره زایشی هیدروکربن ها هستند.


همه این عنوان ها اطلاعاتی اساسی در تجزیه و تحلیل حوزه ه های رسوبی و اکتشاف زغال سنگ ، نفت و گاز که باقیمانده های زندگی قدیم هستند ، شرکت دارند.

 


منبع:danestanihayeoloom.blogfa.com

جلگه ها چگونه تشکیل می شوند؟ 

جمعه 27 بهمن 1396, 21:08:00

جلگه چگونه تشکیل می شود؟

 

جلگه چگونه تشکیل می شود؟

جلگه چگونه تشکیل می شود؟

جلگه چگونه تشکیل می شود؟آیا تا به حال به این فکر کرده اید که جلگه چگونه تشکیل میشود؟اگر نحوه ایجاد جلگه برای شما هم مهم است ما در ادامه مطلب نحوه تشکیل جلگه را برای شما جمع آوری نموده ایم.در این مطلب علاوه بر اینکه خواهیم خواهند جلگه چگونه تشکیل می شود با خود جلگه نیز آشنا خواهیم شد.بدانیم که جلگه چیست و جلگه برای چه به وجود می آید.پس برای پاسخ به سوالات خود در مورد جلگه ادامه مطلب را بخوانید.

 

جلگه چیست؟

 

جُلگه به زمین مسطح و نسبتاً همواری می‌گویند که معمولاً بلندای کمی داشته باشد. اینگونه زمین‌ها به روش‌های گوناگون پدید می‌آیند که هر کدام بر حسب مورد نام‌گذاری می‌شوند، مانند جلگه آبرفتی و جلگه ساحلی و همچنین مسیله.

گیاه طبیعی بیشتر جلگه‌های معتدله علف است که به آن علفزار می‌گویند. معمولاً به جلگه‌های خشک و کم‌گیاه‌تر دشت هم می‌گویند.

از جلگه‌های اصلی ایران می‌توان از جلگه خوزستان، جلگه مازندران، جلگه کرمانشاه، جلگه اصفهان، جلگه شیراز، جلگه گرگان، جلگه پاسارگاد (شهرستان پاسارگاد به مرکزیت سعادت شهر) و جلگه هلیل‌آباد نام برد. نمونه‌ای از دیگر جلگه‌های ایران عبارت‌اند از:

    جلگه ماژان
    جلگه موسی‌آباد
    جلگه چاه‌ هاشم
    جلگه شبانکاره
    جلگه سیرجان
    جلگه زوزن
    جلگه خوزست

 

-جلگه چگونه تشکیل میشود؟

 

رودها خاکها را شسته با خود حمل ودر کنار رود ویا سواحل دریا ته نشین می کنند که این آبرفتها تشکیل جلگه را میدهد که امکان رشد گیاه در این مکانها به دلیل  حاصلخیز بودن خاک بسیار زیاد است.

 

جلگه سند و گَنگ جلگهٔ پهناور و حاصلخیزی است که بیشتر شمال و شرق هندوستان، بخش اعظم پاکستان و همهٔ بنگلادش را در بر می‌گیرد.

بخش بزرگی از این جلگه از دو رود بزرگ سند و گنگ آب می‌خورد و نام آن از نام این دو رود گرفته شده است.

 جلگه ها در شمال و جنوب ایران واقع شده اند. جلگه‌ ساحلی دریای خزر, حاشیه باریک جنوبی دریای خزر است که بلافاصله بعد از دریا آغاز می‌شود و امتداد آن تا دامنه‌های شمالی البرز می‌رسد. طول جلگه‌های ساحلی دریای خزر حدود ۵۰۰ کیلومتر و عرض این جلگه‌ها در طول خود از آستارا تا رود گرگان همواره متغیر و غالباً کم تر از ۲۰ کیلومتر بوده است. سواحل جنوبی خزر و درون این جلگه ها کشتزارهای سرسبز و رودخانه های متعدد جریان دارند و زندگی در پای کوه های جنگلی و مشرف به دریا رونقی عمیق دارد.
جلگه‌های ساحلی خلیج فارس و دریای عمان در جنوب ایران در طول تقریبی ۱۴۸۰ کیلومتر در مجاورت دو دریای عمان و خلیج فارس قرار دارد و رودخانه میناب، این منطقه ساحلی را به دو قسمت جلگه ساحلی خلیج فارس (از مصب اروندرود تا میناب) و جلگه ساحلی مکران (از میناب تا مرز پاکستان) تقسیم می‌کند. تنگه هرمز در ۸ کیلومتری بندرعباس حدفاصل میان این دو دریا قرار دارد.

  
 

 آیا جلگه ها نیز مانند دشتها در میان کوهها قرار گرفته اند؟

 

 

 خیر، تفاوت جلگه با دشت در این است که جلگه ها از یک طرف به دریا یا دریاچه و از طرف دیگر به کوهها محدود می شوند. که به زمین هموار میان کوه و دریا، جلگه می گویند.

 

8- شباهت میان جلگه ها و دشت ها چیست؟

 

 

 جلگه ها و دشت ها هر دو از نظر کشاورزی و وجود زمینهای مرغوب و حاصلخیز برای انسان اهمیت دارند و نیاز کشاورزی انسان را بر طرف می سازند.

 

9- آیا همه قسمتهای جلگه ها برای کشاورزی مناسب است؟ چرا؟

 

 خیر، بدلیل آنکه یک طرف جلگه ها به دریا یا دریاچه ختم می شوند و بخشهای ساحلی این قسمتها بدلیل شور بودن آب دریا و در یاچه ها برای کشاورزی قابل استفاده نیست.

 

جلگه خوزستان که از طریق رودهایی که از کوههای زاگرس به طرف خلیج فارس روانند بوجود آورده است.

 

جلگه ها: کدام رودها در آمریکای شمالی و جنوبی جلگه هایی را پدید آورده اند؟ از به جای ماندن آبرفت های رودپرآب می سی سی پی در آمریکای شمالی، جلگه ی می سی سی پی به وجود آمده است و در آمریکای جنوبی نیز جلگه ی آمازون و جلگه ی پارانا از آبرفت این دو رود تشکیل شده اند. رود آمازون پرآب ترین رودخانه ی جهان است.  

 

 

دشت ها ی ایران مشتمل بر دشت های وسیع و متعددی در مناطق مختلف کشور است ولی بزرگ ترین و مهم ترین دشت های ایران دشت کویر و دشت لوت هستند که در میان کوه های البرز, خراسان, کوه های مرکزی و کوه های خاوری قرار گرفته اند و چاله بزرگی در مرکز ایران ایجاد کرده اند که بدیع ترین جلوه های بیابانگردی و توریسم صحرایی را به نمایش می گذارند. بیابان های ایران مساحتی حدود ۰۰۰/۳۲۰ کیلومتر مربع دارند که ارتفاعات آن ها را به چند حوزه‌ تقسیم می‌کنند. مهم ترین حوزه‌های آن یکی حوزه شمالی به نام کویر نمک و دیگری حوزه جنوبی به نام کویر لوت است.
کویر لوت در جنوب خاوری کشور واقع شده و در حدود ۸۰۰۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد. لوت را از لحاظ شکل ناهمواری و پراکندگی عوارض جغرافیایی می‌توان به سه بخش لوت شمالی، لوت جنوبی و لوت مرکزی تقسیم کرد که وسیع‌ترین و نیز پست‌ترین بخش بیابان لوت است و در آن نمونه‌های کامل انواع عوارض مختلف بیابانی دیده می‌شود. لوت، از لحاظ پوشش گیاهی بسیار فقیر و قسمت اعظم آن فاقد گیاه است. در هیچ قسمتی از ایران سرزمینی به این خشکی و کم گیاهی دیده نمی‌شود. منطقه فاقد حیات حدود ۲۰۰ کیلومتر طول و ۱۵۰ کیلومتر عرض دارد و قسمت‌های مرکزی لوت مرکزی به کلی فاقد گیاه است.
دشت کویر که به کویر نمک نیز شهرت دارد, فضای وسیع و بستر پر شده یک چاله زمین‌شناسی است که در جنوب رشته جبال البرز میان خراسان و سیستان و قم و کاشان و یزد قرار گرفته است. طول آن از شرق به غرب ۶۰۰ کیلومتر و عرض آن از شمال به جنوب از ۱۰۰ تا ۳۰۰ کیلومتر است. سطح آن صاف و هموار با مختصر شیبی از کوه ها به پست‌ترین نقطه منتهی می‌شود.

شهر سوخته 

شنبه 23 دی 1396, 20:27:00

      

در روزگاران دور که بشر تازه یک‌جا نشین شده بود، شهری در سیستان پدید آمد که به گفته‌ی باستان‌شناسان به لحاظ بافت شهری، جمعیت، برنامه ریزی شهری و ... اولین شهر جهان بود. شهر سوخته و تمدن هوشمند و خلاق آن با بیش ازپنج‌هزار سال قدمت، به‌عنوان بزرگ‌ترین استقرار شهرنشینی در نیمه‌ی شرقی فلات ایران، نمونه‌ای منحصر به ‌فرد و حکایت‌گر واقعی علم، صنعت و فرهنگ گذشته‌های دور این مرز و بوم می‌باشد.

شهر سوخته

شهر سوخته در ۵۶ کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل - زاهدان واقع شده است. این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد در آن سکونت داشته اند. محوطه باستانی شهر سوخته در هزاره دوم و سوم قبل از میلاد، توسط مهاجرانی كه از چهار گوشه به ‌آن مهاجرت كرده‌اند، بنا شده است.سند یا کتیبه ای که نام واقعی و قدیمی این شهر را مشخص کند هنوز به دست نیامده و به دلیل آتش سوزی در دو دوره زمانی بین سال های 3200 تا 2750 قبل از میلاد «شهر سوخته» نامیده می شود.«کلنل بیت» یکی از ماموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را دیده است. پس از او «سر اورل- اشتین» با بازدید از این محوطه در اوایل سده حاضر، اطلاعات مفیدی در خصوص این محوطه بیان کرده است. بعد از او شهر سوخته توسط باستان‌شناسان ایتالیایی به سرپرستی«مارتیسو توزی» از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ مورد بررسی و کاوش قرار گرفت.شهر سوخته دارای تشکیلات مرتب و منظمی بوده و از بعد سازمان‌دهی اجتماعی نیز جزو شهر‌های پیشرفته‌ی زمان خود بوده است. وجود نظام مرتب و منظم آب‌رسانی و تخلیه‌ی فاضلاب، دانش پزشکی پیشرفته و صدها عامل دیگر بر اهمیت این منطقه افزوده است.

شهر سوخته

این شهر از نادرترین شهرهای باستانی است که در آن، زنان عهده دار امور مالی خانواده‌شان بوده‌اند.بر مبنای یافته‌های باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد و بقایای آن نشان می‌‌دهد که این شهر دارای پنج بخش مسکونی واقع در شمال شرقی شهر سوخته، بخش‌های مرکزی، منطقه صنعتی، بناهای یادمانی و گورستان است که به صورت تپه‌های متوالی و چسبیده به هم واقع شده اند. هشتاد هکتار شهر سوخته بخش مسکونی بوده است.شهر سوخته مرکز بسیاری از فعالیت‌های صنعتی و هنری بوده، در فصل ششم کاوش در شهر سوخته نمونه‌های جالب و بدیعی از زیورآلات به دست آمد.  در جریان حفاری‌های فصل های گذشته در شهر سوخته مشخص شد که با توجه به صنعتی بودن شهر سوخته و وجود کارگاه‌های صنعتی ساخت سفال و جواهرات در این منطقه، ساکنان شهر سوخته از درختان موجود در طبیعت محوطه برای سوخت استفاده می‌‌کرده اند. در شهر سوخته انواع سفالینه‌ها و ظروف سنگی، معرق کاری،انواع پارچه و حصیر یافت شده که معرف وجود چندین نوع صنعت، به ویژه صنعت پیشرفته پارچه بافی در آنجاست. تاکنون ۱۲ نوع بافت پارچه یکرنگ و چند رنگو قلاب ماهیگیری در شهر سوخته به دست آمده و مشخص شده مردم این شهر با استفاده از نیزارهای باتلاق‌های اطراف هامون سبد و حصیر می‌‌بافتند و از این نی‌ها برای درست کردن سقف هم استفاده می‌‌کردند. صید ماهی و بافت تورهای ماهیگیری نیز از دیگر مشاغل مردمان شهر سوخته بوده است. شهر سوخته بدون شک جز شهرهای بسیار پیشرفته زمان خود بوده است. اینک به برخی از این پیشرفت های شگفت انگیز اشاره می کنیم:

نخستین چشم مصنوعی جهان

چشم مصنوعی

برای نخستین بار در شهر سوخته یك چشم مصنوعی متعلق به 4800 سال پیش كشف شد. این چشم مصنوعی متعلق به زنی 25 تا 30ساله بوده که در یکی از گور های شهر سوخته مدفون شده بوده است.جمجمه زن صاحب چشم مصنوعی شهر سوخته چشم مصنوعی روی جمجمه او دیده می‏شود.

چشم مصنوعی

چشم مصنوعی یافت شده در چشم چپ او کار گذاشته شده و با وجود گذشت زمان نزدیک به 4500 سال از ساخته شدن آن هنوز سالم است.جنس این چشم مصنوعی یافت شده هنوز بطور کامل مشخص نشده است اما به نظر می رسد در ساخت آن از قیر طبیعی مخلوط به نوعی چربی جانوری استفاده شده است.در روی این چشم مصنوعی ریزترین مویرگ‌های داخل چشم توسط مفتول‌‌های طلایی به قطر كمتر از نیم میلی‌متری طراحی شده‌اند. مردمك این چشم در وسط طراحی شده و تعدادی خطوط موازی كه تقریباً یك لوزی را تشكیل می‌دهند در پیرامون مردمك دیده می‌شود.سرپرست گروه باستان شناسي شهرسوخته سيد منصور سيد سجادي  :براي نخستين بار در شهر سوخته يک چشم مصنوعي پيدا شد . مطالعات اوليه نشان داده اند که چشم چپ زن تنومند مدفون در قبر شماره 6705 مصنوعي بودهاست . همين مطالعات نشان مي دهند که زير طاق ابروي زن مذکور آثار آبسه ديده مي شود. به علت طول زمان زيادي که بخش زيرين اين چشم مصنوعي با پلک چشم در تماس بوده است آثار ارگانيکي پلک چشم نيز در روي آن مشهوداست . جنس و ماده اي که چشم مذکور با آن ساخته شده است هنوز به دقت روشن نشده و تشخيص آن به آزمايشهاي بعدي موکول شده است اما به نظر مي رسد که چشم مزبور از جنس قير طبيعي که با نوعي چربي جانوري مخلوط شده است ساخته شده است . در روي اين چشم مصنوعي ريز ترين مويرگهاي داخل کره چشم توسط مفتول هاي طلايي به قطر کمتر از نيم ميلي متر طراحي شده اند مردمک چشم در وسط طراحي شده و جز از آن تعدادي خطوط موازي که  تقریباً يک لوزي را تشکيل مي دهدند درپيرامون مردمک ديده مي شود از دو سوراخ جانبي واقع در دو سوي اين چشم مصنوعي جهت نگهداري و اتصال آن به حدقه چشم استفاده مي شده است . بررسي هاي انسان شناسانه نشانداده که به احتمال بسيار زياد زن مزبور داراي سني بين 25 تا 30 سال بوده و دو رگه (سياه و سفيد) بوده است . اشياء پيدا شده در اين قبر دو قسمتي عبارت بوده اند از ظرفهاي سفالي ، مهرهاي تزييني ، يک کيسه جرمي و يک آينه مفرقي . قدمت اين قبر و چشم مصنوعي به حدود 2800 سال بيش ازميلاد و 4800 سال پيش از اين مي رسد . مطالعه جهت دستيابي به اطلاعات بيشتر در اين مورد چشم و اسکلت ادامه دارد.

جراحی مغز

یکی شگفت‌انگیزترین یافته‌‌های این شهر، پیدایی نشانه‌های کهن‌ترین جراحی مغز درشهر سوخته است. جمجمه‌ای از دختر دوازده یا سیزده ساله که در 4800 سالپیش، پزشکان آن دیار برای درمان بیماری هیدروسفالی (جمع شدن مایع درجمجمه) بخشی از استخوان جمجمه او را برداشته و جراحی کردند که مدت‌ها بعد از این عمل زنده مانده است. 
جراحی مغز شهرسوخته
اسكلت كامل پيدا شده از يك دختر 14 ساله كه مورد جراحي مغز قرار گرقته است...چهره اين دختر توسط اندام شناسان باستان شناس در تصوير فوق باز سازي شده است.
جراحی مغز شهرسوخته

محل كشف اسكلتهاي مورد جراحي قرار گرفته به همراه وسایل زینتی و چندکوزه


خط کش 5 هزار ساله

در طی کاوش های انجام گرفته در شهر سوخته یک خط کش ساخته شده از چوب آبنوس کشف شد. دکتر سید منصور سید سجادی، سرپرست هیات باستان‏شناسی شهر سوخته درباره خط کش کشف شده گفت: این خط کش به طول 10 سانتیمتر با دقت نیم میلیمتری و از جنس چوب آبنوس است. کشف خط کش در شهر سوخته زابل نشانگر این است که ساکنان این شهر باستانی دارای پیشرفت های زیادی در زمینه علم ریاضیات بوده اند.

قدیمی ترین تخته نرد جهان

از گور باستانی موسوم به شماره 761 کهن ترین تخته نرد جهان به همراه 60مهره ی آن در شهر سوخته پیدا شد. این تخته نرد بسیار قدیمی تر از تخته نردی است که در گورستان سلطنتی «اور» در بین النهرین پیدا شده بود.

تاس های بازی كشف شده به همراه تخته نرد در شهر سوخته

تخته نرد شهرسوخته

این تخته نرد از چوب آبنوس و به شکل مستطیل است. روی این تخته نرد، ماری که ۲۰ بار به دور خود حلقه زده و دمش را در دهان گرفته، نقش بسته است. این تخته نرد ۲۰ خانه بازی و ۶۰ مهره دارد. مهره ها که در یک ظرف سفالی در کنار تخت نرد قرار داشتند از سنگ های رایج در شهر سوخته یعنی از لاجورد، عقیق و فیروزه است.

 


نخستین انیمیشن جهان

نخستین انیمیشن جهان

باستان شناسان هنگام کاوش در گوری 5 هزار ساله جامی را پیدا کردند که نقش یک بز همراه با یک درخت روی آن دیده می شود. آن ها پس از بررسی این شی دریافتند نقش موجود بر آن برخلاف دیگر آثار به دست آمده از محوطه‌های تاریخی شهر سوخته، تکراری هدفمند دارد، به گونه‌ای که حرکت بز به سوی درخت را نشان می دهد. هنرمندی که جام سفالین را بوم نقاشی خود قرار داده، توانسته‌ است در 5 حرکت، بزی را طراحی كند كه به سمت درخت حركتو از برگ آن تغذیه می کند.

نخستین انیمیشن جهان

باستان‌شناسان با نزدیک كردن این تصاویر به یكدیگر موفق شدند نمونه‌ای ازیك تصویر متحرك را در قالب یك فیلم 20 ثانیه‌ای به دست آورند.
سرپرست تیم كاوش در شهر سوخته درباره كشف اخیر خود گفت: «حركت بز به سوی درخت و تغذیه او از برگ درختان در 5 حركت مصور شده است. در این تصاویر نه تنها بز به سمت درخت حركت می‌كند، بلكه جهش وی و پریدن بز روی برگ درختان كاملا دیده می‌شود.»
به گفته این باستان‌شناس، بز از جمله حیواناتی است كه در رسیدن به ارتفاعات تبحر داشته و می‌تواند با یك حركت جهشی به سمت بالا حركت كند. هنرمن دنقاش شهر سوخته‌ای، با دقت و زبردستی موفق به تصویر كردن جهش این بزشده است.
از این جام برای نوشیدن استفاده می‌شده است. ارتفاع این جام 10 سانتی‌متر است و روی یك پایه استوار شده است «سجادی» درباره منحصر به فرد بودن این تصاویر در دنیای باستانی گفت: «تاكنون در دوره‌های پیش از تاریخی چنین تصاویری دیده نشده و ما برای اولین بار به این تصویر در شهر سوخته برخورد كرده‌ایم. در بسیاری از ظروف، اشكالی را می‌بینیم كه تنها تكرار شده‌اند، اما حركتی در آنها دیده نمی‌شود. تحقیقات ما نشان داده  است كه این نقش، قدیمی‌ترین ایده مردمان باستان برای ارایه «تصویر متحرك» و به تعبیر امروزی «انیمیشن» است.»
از دیگر اشیای مهم از میان هزاران شی یافت شده، می‌توان از سفال با امضای سفال‌گر بر روی آن، چکش، سوزن، شهرک‌های مسکونی و ساختمان‌های همه‌گانی هم‌چون آپارتمان، بذر خربزه، حبوبات، ماهی خشک کرده، برنج، زیره، کوره‌های سفالگری، کوره‌های ذوب فلزات، دکمه، تبر، بندکفش، قلاب، شانه سر، طناب، سبد، گل مو، قاب‌های چوبی، کفش، کمربند و ... نام برد.

جواهرسازی شهر سوخته

گورستان شهر سوخته

گورستان

گورستان

 

صفحه 1 از 3 1 2 3 > >>